تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
ملايمت در عمل و عمل را در حق نفوذ دادن كار خردمندان است . » [١] ٩٨ - « براى آن كه ظرفش مالامال شود [ ماريوس ] فقر نيز باز آمد ، او اين نسيم يخ زده را هميشه نزديك به خود و در قفاى خود مى ديد . » [٢] ٩٩ - « تفكر كار نيروى دراكه است ، تخيل شهوت آن است ، جاى تفكر را به تخيل دادن زهرى را به جاى طعام گرفتن است . ماريوس چنان كه به خاطر داريم از آن جا شروع كرده بود . عشق در رسيده و كار را با پرت كردن او در توهمات بىموضوع و بىاساس به پايان رسانده بود . ديگر انسان از خانهء خود خارج نمى شود مگر براى آن كه برود و به تخيل بپردازد . نيروى توليد دستخوش تنبلى - غرقاب پر آشوب و راكد و به همان اندازه كه كار تقليل مى يافت حوايج افزون مى شد . اين يك قانون است . مرد با مزاج متخيل طبعاً مسرف و نرم است روح سست نمى تواند زندگى را سخت گيرد . در اين نوع زيستن خوب با بد آميخته است ، زيرا كه اگر نرمى شوم است ، بلند همتى پاكيزه و خوب است . اما مرد فقير و بلند همت و شريفى كه كار نمى كند از دست رفته است ، سرچشمه هاى در آمد خشك مى شوند ، ضروريات فزونى مى گيرند و سراشيب شومى است كه شريفترين و محكمترين مردان مانند ضعيفترين و ناپاكترين افراد در آن كشانده شدهاند و سرانجام به يكى از اين دو حفره فرومى روند : يا خودكشى ، يا جنايت . به نيروى بيرون رفتن براى اشتغال به تخيل روزى هم مى رسد كه شخص بيرون مى رود تا خود را در آب اندازد . » [٣] ١٠٠ - « براستى هيچ چيز كوچك نيست ، كسى كه در معرض نفوذهاى بىپايان طبيعت باشد بر اين نكته واقف است - هر چند كه در اين راه هيچ گونه رضاى مطلق نه از لحاظ محدود كردن علت و نه از جهت تحديد اثر براى فلسفه حاصل نيايد ، باز هم اهل سير و سلوك به دليل همهء اين تلاشى قوا كه به وحدت منجر مى شود ،
[١] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ١٧١ .
[٢] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٢٠٤ . .
[٣] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٢٠٤ و ٢٠٥ . .