تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٩ - تفسير ابيات
اين يك قاعدهء كلى است : هيچ كس نمى تواند روى وضع روحى خود را ببيند بلكه افراد هستند كه مى توانند روى يكديگر را ببينند . اگر كسى را پيدا كرديد كه او مى تواند روى خويش را ببيند يقين بدانيد كه نورانيت درونى او بيش از همهء مردم است . چنين افراد مى ميرند ، ولى نورانيت آنها ابدى است ، زيرا - ديد آنان به جهت تكامل روحى ديد خلاقيت گشته است . انسان هرگز نخواهد توانست با نور محسوس و طبيعى وضع روحى خود را مشاهده كند .
شاه مى گويد : اكنون مقدارى از عيوب او را بگو ، چنان كه او عيوب و زشتىهاى به من گفته است . [ تو حقايقى را كه در بارهء آن برده مى دانى به من فاش كن ] تا ببينم تو حقيقتاً غم خوار و خير خواه من و شايستگى تصدى به مقام فرماندهى در كشور من دارى يا نه ؟ برده مى گويد : اگر چه او رفيق خوب من است ، ولى من اكنون عيوب او را به تو باز گو خواهم كرد :
او مردى است با مهر و وفا و داراى انسانيت ، راستگو و با ذكاوت و هم دم نيكو ، او جوانمرد و دادگر است ، چنان جوانمردى كه در راه انسانيت از جان خود مى گذرد خداى ما صدها هزار جان براى انسانها آفريده است ، كسى كه اين جانها را نمى بيند جوانمرد نيست ، چون جان انسانى منحصر به يك جان نيست ، لذا كسى كه بتواند اين جانهاى متعدد را درك كند امكان ندارد كه از بخشيدن يك جان امتناع بورزد . در كنار جويبار زلال آن شخص از بخشيدن آب بخل مى ورزد كه نابينا باشد و آب آن جويبار را نبيند . پيغمبر اكرم فرموده است : هر كس كه از روى يقين بداند كه عمل او ده پاداش دارد ، در هر زمانى جود ديگرى مى كند . آرى انگيزهء جود كنندگان ديدن عوض و پاداش است ، كسى كه عوض را مى بيند چه ترس از جود و عطا خواهد داشت ؟ بخل ناشى از نديدن پاداش است ، چنان كه مشاهده درّ گران بها در قعر دريا كسى را كه به اعماق دريا براى استخراج آن فرو مى رود شادمان مى دارد . پس نبايستى در دنيا كسى بخل بورزد ، زيرا هيچ كس چيزى را بدون پاداش از دست نخواهد داد .