تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
را ندارد ، امروز پندار است فردا گوشت و استخوان . » [١] ٨٧ - « دير يا زود وطنى كه در درياى ظلم غوطه ور شده است بر سطح مى آيد و آشكار مى گردد . يونان باز هم يونان مى شود ، ايتاليا باز هم ايتاليا مى شود . اعتراض حقوقى ملى بر ضد اعمال جابران تا ابد پايدار مى ماند . دزديدن يك ملت هرگز دوام نمى يابد ، اين كلاه بردارى فجيع آيندهء خوشى نخواهند داشت ، نشانهء يك ملت را مانند نشانهء يك دستمال محو نمى توان كرد . » [٢] ٨٨ - تصادم ارواح جوان با يكديگر اين جنبهء شايان تمجيد را دارد كه هيچ كس نمى تواند شراره اش را پيش بينى كند و نمى تواند برقش را حدس بزند . » [٣] ٨٩ - « اين اغتشاش احوال چنان وجدانش [ ماريوس ] را به خود مشغول مى ساخت كه در بارهء بعض جنبه هاى جدى زندگى هيچ فكر نمى كرد و اما واقعيات زندگى هرگز خود را در پردهء فراموشى نگاه نمى دارند . ناگهان بيرون جستند و ضربت آرنجشان را به پهلويش زدند . » [٤] ٩٠ - « زيرا كه بسيارى از اعمال بزرگ در مبارزات كوچك وقوع مى يابند شجاعتهاى خود سرانه و ندانستهاى وجود دارند كه در ظلمات قدم به قدم در قبال استيلاى شوم حوايج و قبايح به دفاع از خويشتن مى پردازند . اينها پيروزىهاى شريف و اسرار آميزى هستند كه هيچ چشم نمى بيندشان ، هيچ شهرت به دست نمى آورند و هيچ موزيك نظامى سلامشان نمى گويد . زندگى بد بختى ، دور افتادگى ، رها شدگى ، تهيدستى ، ميدانهاى نبردى هستند كه براى خود قهرمانانى دارند ، پهلوانانى بىنام و نشان كه گاه از پهلوانان نامى بزرگترند . » [٥]
[١] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٣ . .
[٢] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ١٠ . .
[٣] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٢٨ . .
[٤] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٣٢ . .
[٥] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٣٥ و ٣٦ . .