تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٠ - فروختن صوفيان بهيمهء صوفى مسافر را به جهت سفره و سماع
« و كاد الحسد ان يغلب القدر » .
( نزديك است كه حسد به سرنوشت پيروز آيد ) .
٢ - « الضرورات تبيح المحظورات » .
( ضرورتها و ناچارىها ممنوعات را جايز و مباح مى سازد ) .
اين جمله به اين شكل در عبارت فقها ذكر شده و در همهء موارد فقهى از آن بهره بردارى مى شود . مداركى كه مى تواند اين اصل را اثبات كند خيلى زياد است از آن جمله در قرآن مجيد با بيانات گوناگون بيان شده است :
« لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ٢ : ٢٨٦ . . . » [١] ( خداوند هيچ نفسى را به بيشتر از توانايى او مكلف نمى سازد ) .
« فَمَنِ اُضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْه ٢ : ١٧٣ . . . » [٢] ( هر كس اضطرار پيدا كند ، از روى تجاوز و كينه نباشد گناهى بر او نيست ) .
اما مدارك روايى اين قاعده خيلى زياد است . از آن جمله روايت : لا ضرر و لا ضرار است كه در منابع اوليهء فقه اسلامى با طرق متعددى ثبت شده است و در رواياتى كه موارد ارتفاع تكليف را در چند مورد بيان كرده است ، يكى از آنها اضطرار است كه تكليف را از انسان بر طرف مى سازد .
اين مبحث را در تفسير بيت مربوط مشروحاً بيان خواهيم كرد .
٣ - « على اليد ما اخذت حتى تؤدي » .
( دستى كه چيزى را گرفته است ، لازم است كه به صاحبش بر گرداند ) .
اين روايت يكى از مشهورترين مدارك دليل ضمانت است كه در فقه ميدان وسيعى براى آن وجود دارد .
[١] سوره بقره ، آيه ٢٨٦ . .
[٢] سوره بقره ، آيه ١٧٣ . .