تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٦ - مسئله سوم - آيا ارزش يقين ذاتى است ؟
سه - خواستن و نخواستن يك موضوع در پديدهء انكشاف تأثير آشكارى دارد . هنگامى كه انسانى موضوعى را مى خواهد ، گويى از طرف خواستن او انكشاف نود در صد تكميل يافته و به صد در صد مى رسد ، در صورتى كه اگر آن موضوع را نخواهد ، انكشاف صد در صد را تقليل مى دهد تا آن جا كه خود را از حركت مطابق طبيعت موضوع مفروض باز مى دارد .
اين پديده را مى توان رنگ آميزى يقين اصطلاح كرد ، بدين معنى كه يقين با خواستن و نخواستن از نظر تحريك تفاوت پيدا مى كند و به عبارت ديگر در اين پديدهء ( يقين ) ذهن انسانى بازيگرى مى كند .
مسئله سوم - آيا ارزش يقين ذاتى است ؟
با نظر به ماهيت يقين نمى توان گفت : يقين داراى ارزش مطلق است ، بلكه بايستى نتيجه و لوازم يقين را در نظر گرفت ، قرار گرفتن يك موجود در مقابل آيينه و انعكاس صد در صد آن يك پديدهء طبيعى است ، چنان كه مشاهدهء درخت يا دانستن اين كه دو عنصر مشخص با نسبت معين مى توانند تفاعل كرده و سنتزى ايجاد كنند ، با نظر به ماهيت اين مشاهده يك پديدهء طبيعى است .
اگر نتوانيم اين حقيقت را اثبات كنيم كه خود انعكاس واقع در ذهن انسانى لذت بخش است راه ديگرى براى اثبات ارزش براى يقين نداريم .
پس بايد به ببينيم اولًا موضوع يقين چيست ؟ و اثر و تحريكى كه ايجاد خواهد كرد كدام است ؟ بدينسان ارزش يقين را نمى توان ذاتى تلقى نمود .
چنان كه در مسئلهء اول گفتيم : موضوعى كه يقين به آن متعلق شده است ، در تحريك انسان نقش اساسى را بازى مى كند . با اين اصل ما مى توانيم يك مشكل اساسى در فلسفهء الهى را حل و فصل نماييم ، آن مشكل اين است كه گروهى از متفكرين مى گويند : ما به جهت ضعيف و سست بودن ادلهء كسانى كه خدا را اثبات مى كنند ، يقين به وجود خدا نداريم ، بنا بر اين اگر هم خدا وجود داشته باشد ما را مواخذه نخواهد كرد .