تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٣ - تفسير ابيات
از اين جمله اين است كه كوچكترين انحراف روانى تو در ديار عزيز منعكس خواهد شد ، زيرا - او مانند ديده گان تو حساس است ) متوجه باش كه با جاروب زبان گرد و غبار راه نيندازى كه خس و خاشاك آن در ديده گان تو يعنى در يار عزيزت فرو خواهد نشست .
آن روايت كه مى گويد « مؤمن آيينه مؤمن است » اثبات مى كند كه آن روى كه در مقابل روى مؤمن ديگر قرار گرفته است به جهت نشان دادن روى مؤمن روى تو نيز از آلودگى ايمن خواهد بود ، زيرا ، هر چيزى كه تو داشته باشى آن آيينه نشان خواهد داد .
بدان جهت كه يار آيينه جان محزون تست ، بنا بر اين دم در آن آيينه مزن كه نشان دهى خود را از دست مى دهد ( ممكن است مقصود از كلمهء محزون « در بيت مورد تفسير اندوه و حساسيت و يا تمايل به تكامل روح بوده باشد كه با توجه به عظمت خود تكامل انسان همواره اين اندوه را دارد كه آيا باندازه شايسته در اين راه گام برداشته است يا نه ؟ ) .
تو مگر كمتر از خاك هستى ؟ توجهى به خاك كن كه چگونه از ورود دمهاى بهارى صد هزار روشنايى از گل و سبزه پيدا مى كند . آن درخت جان انسانى كه بتواند با هواى خوش و جان فزاى يار دمساز باشد بدون شك سر تا پا شكوفان مى گردد .
اما در هنگام خزان مى بينيم : همان درخت از آن جهت كه با بادهاى خزانى كه يار ناهماهنگ است جفت مى شود ، روى خويش را در زير پرده پژمردگى و افسردگى مى كشد . درخت با خود چنين مى گويد : كه چون يار بد و ناسازگار بلا است براى من چارهاى جز خفتن وجود ندارد ، پس بايستى بخوابم و مانند اصحاب كهف باشم ، اين خواب بهتر از بيدارى و دوستى با دقيانوس تبه كار است .
اصحاب كهف در هنگام بيدارى زندگانىشان در راه تباهىهاى دقيانوس مستهلك مى شد ، اما در خواب سرمايه قوانين و يا رازهاى الهى بود . اگر انسان روح خود را