تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٩ - سپرى شدن يك منزل در راه حقيقت ، بهتر است از هزاران گام و دور زدن در راه حقيقت نماها
انسان از خود بيگانه شده است .
آرى شما مى خواهيد اين اصل را نپذيريد ، زيرا ، براى شما خيلى گران است كه بگوييد : صدها هزار تلفات انسانى در راه تمدن و صدها هزار مغزها كه در اين راه افسردند و زير خاك رفتند ، ميليونها كتاب و مقالات در ترويج تمدن و راهنمايى بشر ، هيچ نتيجهاى جز بيگانه ساختن انسان از زمين و از خود و از ديگران نداشته است ، اما خواه اعتراف بكنيد يا نه ، اول بيمارستانها را بگرديد و سپس در خيابانها با مردم به گفتگو بپردازيد تا اين نتيجهء تلخ را با چشمان خود مشاهده كنيد ، زيرا - شما با اين واقعيت روبه رو خواهيد گشت كه در هزار نفر دو نفر پيدا نمى شود كه داراى وضع روانى معتدل و از زندگانى خود به تمام معنى راضى بوده باشد .
چرا ما با اين نتيجهء تلخ روبه رو شدهايم ؟ براى اين كه انسان از انسان بيگانه است و انسان از خود اطلاعى ندارد و هيچ كتابى نيست كه در ميان بگذاريم و در سطور آن مطالعه كرده و انسان را بشناسيم و دنبال كار خودمان برويم .
((١٦٤)) رفتن يك منزلى بر بوى ناف بهتر از صد منزل گام و طواف
سپرى شدن يك منزل در راه حقيقت ، بهتر است از هزاران گام و دور زدن در راه حقيقت نماها اگر هدف واقعاً تشخيص داده شود ، هر گامى كه در رسيدن به آن برداشته مى شود در حقيقت گامى در خود هدف خواهد بود . اين يك اشتباه بسيار بزرگى است كه ما همواره ميان ايده آل و نقطهء قرارگاه خود فاصله مى اندازيم و سپس مى بينيم هر چه كه مى رويم نمى رسيم گويى هدف و ايده آل مانند سايهء ما است كه هر چه پيش برويم او پيشتر از ما مى رود . اگر دقيقاً توجه كنيم خواهيم ديد سير در راه ايده آل از قبيل سير يك جسم از نقطه اى