تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٦ - تفسير ابيات
و فرقى بين آنها مشهود نبود . آن چنان با هم در آميخته بوديم كه هيچ كس نمى توانست نيكان ما را از بدهاى ما تفكيك كند : سكه هاى صحيح و قلب در جهان پشت پرده يكسان در جريان بودند و از آن جهت كه هنوز روشنايى خورشيد انبيا نتابيده بود ، ما هم مانند كسانى كه در شب راه مى روند چيزى را تشخيص نمى داديم .
آن گاه كه آفتاب پيامبران تابيدن گرفت ، تفكيك ميان دو گروه نيك و بد آغاز شد . انبيا به خوبان گفتند : به سوى ما بياييد و به بدان گفتند : از ما دور شويد . چشم بينا است كه مى تواند رنگها را از يكديگر باز شناسد ، چشم است كه لعل و سنگ ناچيز را از يكديگر جدا مى كند .
آرى چشم است كه گوهر و خاشاك را از هم متمايز مى سازد و به همين جهت است كه خاشاك با چشم انسانى عداوتى دارد . اين مردم تبه كار دشمن روز روشن هستند ، زيرا - ماهيت آنها در روز روشن آشكار مى گردد ، اما مردمى كه مانند طلاى خالص پاكاند آنان روز را مى خواهند ، زيرا - در روز روشن است كه پاكى آنها آشكار مى شود .
روز مانند آيينه معرف طلاى خالص است ، زيرا ، در روز است كه صفا و تمام عيار بودن آن نمودار مى شود و به همين جهت است كه خداوند رستاخيز خود را در روز قرار داده است تا صورتهاى سرخ و زرد از يكديگر متمايز گردند .
پس در حقيقت روز همان باطن اولياء الله است و چون باطن اولياء الله از شعاع خورشيد بىنهايت الهى روشن شده است ، لذا يك روز محبت آنان مانند سالها مى باشد .
روز روشن منعكس كنندهء راز مردان حق و حقيقت است و شب تاريك انعكاسى از پرده پوشى آنان .
به اين علت است كه خداوند به روز روشن سوگند خورده است . مى دانيد روز روشن « و الضحى » چيست ؟ روز روشن نور دل پاك پيامبر ما مصطفى صلى الله عليه و آله مى باشد . يك نظر ديگر در توضيح