تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٣ - جوهر و عرض چيست ؟
مى تواند جوهر را تغيير بدهد .
سپس در ابيات آينده مسائل مزبور را با گروهى از مسائل ديگر از زبان بردهء پادشاه به طور عميق مورد بررسى قرار مى دهد .
ما مطابق روش جلال الدين اول سه مسئله فوق را بحث مى كنيم و پيش از ورود به بحث اصلى تعريف مختصرى در بارهء جوهر و عرض متذكر مى شويم :
جوهر و عرض چيست ؟
پس از حذف همه مناقشات اصطلاحى ، به طور اختصار تعريفى را كه گذشتگان در بارهء جوهر و عرض گفتهاند مى توان به شكل زير در آورد :
جوهر - عبارت است از ماهيت تحقق يافته كه اگر عينيت داشته باشد احتياجى به موضوع ندارد .
عرض - عبارت است از آن چه كه قائم به موضوع است ، مانند شكل اجسام طبيعى كه بدون جسم طبيعى وجود خارجى ندارند . [١] اين تعريف ناشى از اين است كه فلاسفه و متكلمين گذشته دو مفهوم جوهر و عرض را بدون اين كه توجهى به انتزاعى بودن آن دو داشته باشند بيان كردهاند ، زيرا - اگر ما دقت كنيم خواهيم ديد در جهان هستى دو حقيقت جداگانه به عنوان : جوهر و عرض نداريم ، بلكه ماده در جريان خود در نقطه هايى كه عبور مى كند ، اشكال و خصوصياتى را در نتيجهء ارتباط با عوامل گوناگون به خود مى گيرد و ما با تماسهاى گوناگونى كه با ماده داريم ، آن اشكال و خصوصيات را درك و انتزاع مى كنيم يا نظر به مطلب فوق و مسائل ديگرى كه در اين مسئله وجود دارد مى توانيم بگوييم :
[١] در مباحث جوهر و عرض قدماى فلاسفه و متكلمين مطالب زيادى را متذكر شدهاند از قبيل : تقسيم جوهر به مجرد و مقارن و جوهر حال و جوهر محل و مركب از آن رو كه جسم طبيعى است و همچنين تقسيم عرض به مقولات نه گانه ( گاتكورى ) كه ارسطو مطرح كرده است . .