تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٠ - در اشكال ظاهرى حقايق در جا نزنيد ، بلكه از آنها عبور كنيد و رو به حقيقت برويد
((١١٧٧)) تا كه نفريبد شما را شكل من نقل من نوشيد پيش ار نقل من
((١١٧٨)) اى بسا كس را كه صورت راه زد قصد صورت كرد و بر الله زد
در اشكال ظاهرى حقايق در جا نزنيد ، بلكه از آنها عبور كنيد و رو به حقيقت برويد اين مسئله را در كتاب مثنوى بارها ديدهايم كه نمودهاى موجودات يك وضع پر معنا و عميق و گسترده دارد . مادهاى را كه منشا بروز الكتريسيته مى شود ميلياردها فرد انسانى ديده بودند و همين ماده به وسيلهء جورج تومسون و ارنست روترفر و ميشيل فاراداى و توماس اديسون قيافهء پشت پردهء خود را نشان داد .
همهء انسانها حتى متفكرين و دانشمندان هر دورهاى از نمودهاى جهان هستى حقايق محدودى را درك مى كردند ، سپس در دورانهاى بعدى حقايق و رازهاى ديگرى گشوده مى شد . پس اگر انسانى ادعا كند كه همين حقايق و نمودهاى خشك و جامد و بىزبان در پشت پردهء خود داراى اسرار الهى است و آن اسرار الهى مى تواند ما را تا بارگاه ربوبى رهنمون بسازد ، مطلب عقلانى و منطقى و وجدانى گفته است .
در دنيا افراد زيادى از انسانها به قصد درك صورت و بهره بردارى از آن گام در ميدان نهادهاند ، ولى همان صورت باعث عبور آنها تا پيشگاه حقيقت عالىتر گشته است . جلال الدين در ابيات گذشته گفته بود :
همچو اعرابى كه آب از چه كشيد آب حيوان از رخ يوسف چشيد بهر فرجه شد يكى تا گلستان فرجهء او شد جمال باغبان رفت موسى كآتشى آرد به دست آتشى ديد او كه از آتش برست
آرى با تمام صراحت مى توانيم بگوييم : هم تماشا كننده تا بىنهايت قدرت