تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٧ - ملامت كردن مردمان شخصى را كه مادر را به تهمت بكشت ؟
كه مقتضى ناميده مى شود و براى اين كه سوزاندن به فعليت برسد ، بدون ترديد مساعدت هوا و نزديكى جسم مفروض به آتش كه از شرايط به وجود آمدن احتراق است لزوم دارد .
حقيقت سوم نبودن مانع است ، مانند رطوبت محل ملاقات آتش ، ما براى جلوگيرى از آتش سوزى مى توانيم به دو گونه عمل كنيم :
يكى اين كه يك جزء يا چند يا همهء اجزاء مقتضى و شرايط را از بين ببريم ، در حقيقت عوامل به فعليت رسيدن سوختن را از آتش دور كنيم ، مثلًا آتش را خاموش كنيم ، يا آن جسم را از آتش دور كنيم .
ممكن است با ريختن آب در موردى كه آتش در صدد سوزاندن آن است خشكى را از بين ببريم و مانعى براى فعاليت آتش به وجود بياوريم .
از نظر علمى بدون ترديد قسم اول ترجيح داشته ، يعنى متعين است كه مقتضى معلول نامطلوب را از بين ببريم .
چنان كه در عنوان تفسير بيت متذكر شديم : در بعضى از پديده ها از بين بردن اثر نيز وجود دارد ، مانند اين كه نه دستى به باتلاق بزنيم و نه خاصيت توليد پشهء مالاريا را از باتلاق بگيريم ، بلكه بگذاريم باتلاق كار خود را بكند ما پس از آن كه پشهء مالاريا توليد شد آنها را بكشيم و از بين ببريم .
متفكر تازه گذشته برتراند راسل در بارهء جلوگيرى از جنگها تقريباً كارى كه مى كرد شبيه به كشتن پشه هاى مالاريا بود ، در صورتى كه به اتلاق به حال خود باقى بوده روز بروز هم به عمق و پهناى آن افزوده مى گشت .
اين جنگ و پيكارها ريشه هاى بسيار محكمى در درون ساخته شدهء افراد و طرز تفكر اجتماعات و روشهاى متضاد جامعه ها دارد و اين يك سعى بىهودهاى است كه ما با هياهو و جنجال به تذكر دادن به عواقب وخيم و خطرناك جنگها اهميت بدهيم ، در صورتى كه ريشه هاى ايده ئولوژى و اقتصادى و سياسى جنگها خيلى نافذتر و محكمتر از آن است كه با نشان دادن عكسهاى دل خراش جنگ زده گان و بىچارگان پيكار و نمودهاى خونبازان و جنگاوران گنجاور بتوانيم آنها را از بين ببريم .