تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٥ - آيا منطق وضعى مى تواند منكر ما وراى طبيعت باشد ؟
از منطق رسمى پيروى نمى كند ؟ اگر منطق رسمى و قوانين آن مى توانست ما را با حقايق و واقعيات مجهول آشنا بسازد ، مى بايست منطق دانان حرفهاى كه نويسنده خود را مسلما جزء آنان مى داند بزرگترين اكتشاف كنندگان و نوابغ بوده باشند .
اكتشافهاى اصيل همواره پس از پايان يافتن تفكرات منطقى در ذهن متفكر به وسيلهء جهش صورت مى گيرد ، آن جا براى روشهاى منطقى و فورمولهاى آن راهيابى نيست و اين مطلبى است كه اغلب روان شناسان و متفكرين انسانى پذيرفتهاند .
چهارم - اين كه مى گويد : « مانند گربهء ماده كه بچه هاى خود را مى خورد ، ما وراى طبيعت را شكار كردم و خوردم » همان طور كه از لحن جملات پيدا است ، مى خواهد مطالعه كننده را بخنداند و با اين متلك گويى حساب حساسترين موضوع تفكرات انسانى را تصفيه كند آيا اين خوردن ما وراى طبيعت كه در تشبيه او زاييده شدهء فكر خود انسانى است با آن جملهء بعدى كه مى گويد : سخنان مربوط به ما وراى طبيعت هيچ مفهومى ندارد و مانند سخنان مهمل است تناقض آشكار ندارد ؟ زيرا - مسلماً مقصود نويسنده از خوردن ما وراى طبيعت مردود ساختن آن به وسيلهء منطق وضعى است .
شما كه اعتراف مى كنيد كه سخنان ما وراى طبيعت نه دروغ است و نه راست چه چيز را در كردهايد و به عبارت ديگر وقتى كه جمله نه از واقعيت كشف كند و نه از خلاف آن ، شما در حقيقت با چيزى روبه رو هستيد كه ميان ( هيچ ) و ( ضد هيچ ) مردد است . شما چگونه اين امر مردد را مردود كردهايد ؟ پنجم - روش منطقى در هر نوع خود ( خواه وضعى ، خواه رمزى يا ارسطويى يا رياضى ) هرگز متكفل واقعيت قضاياى خود نيست . منطق براى تنظيم واحدهاى انديشه دستورهاى معين صادر مى كند و به هيچ وجه كارى به آن ندارد كه آيا اين كه مى گويد : انسان حيوان است ، هر حيوان توالد و تناسل مى كند ، پس انسان توالد و تناسل مى كند از نظر ماده صحيح است يا نه ، منطق مى گويد : شرايط انتاج دو قضيهء فوق مطابق قوانين