تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - بياييد زنگارهاى تمايلات حيوانى را از آيينهء دل پاك كنيم تا هم نقش و هم نقاش را ببينيم
در آن هنگام كه صورتى از جسم آيينه را پر كرده است ، گويى سطح آيينه شده و نمى گذارد كه آيينه ما وراى آن را نشان بدهد ، لذا اگر نقشى در مقابل آيينه به طورى قرار بگيرد كه سطح آيينه را در اختيار خود بگيرد و نقاش با او مواجه نشود بدون ترديد نقاش آن نقش را نشان نخواهد داد . اين است وضع طبيعى آگاهىهاى ما در جهان طبيعت با وسايل درك معمولى ، حتى ما گامى هم از اين فراتر نهاده مى خواهيم الهامات و ابتكارات غير مسبوق به معلومات سابقى را هم مطابق همين روش آيينه در نشان دادن اشياء تفسير كنيم اما روش الهى چه مى گويد ؟ روش الهى مى گويد : بكوشيد و فعاليت كنيد كه آيينه قلب شما مانند آن سطح معمولى و محدود آيينه هاى طبيعى نباشد كه نتواند غير از نقشهاى محسوس را نشان بدهد ، هنگامى كه نقشها را در آيينه روح منعكس كرديد ، آنها را دقيقاً ارزيابى كنيد ، با اين ارزيابى شما نمودهايى كه در دل شما مانند نمودهاى اجسام در آيينه منعكس گشته است كنار مى روند و شما را براى درك خود نقاش آماده مى سازند .
چنان كه يك انسان ابتدايى اگر تابلويى را ببيند آيينه ذهن او تنها مشغول زيبايىهاى آن تابلو مى گردد ، اما در صورتى كه انسان آشنا با نقش و نقاشى از اولين مرحله تماشا به تابلو حتى وضع روانى ترسيم كننده آن تابلو را نيز براى خود مطرح مى كند و نمى گذارد آن اشكال و خطوط و رنگهايى كه سطح طبيعى ذهن او را به خود مشغول داشته است از گيرندگى ذهن او در باره نقاش جلوگيرى كند .