تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٧ - آيا هم موحد و هم مشبه در درك مقام عالى وحدت مبهوتاند
ذو الجلال باشد ، يعنى مى خواهد بگويد : هر دو معتقد در باره خداوندى در مفهوم آن موجود برتر بهت زده و حيرانند . خواه آنان كه خدا را در عالىترين مقام بساطت و تجرد از ماديات مى دانند و خواه آن گروه كه مطابق شرايط ذهنى خود حقيقتى را براى خود به عنوان خدا مشخص مى كنند ، آرى هر دو گروه مبهوت و حيرانند .
علت اين حيرانى چيست ؟
گه مشبه را موحد مى كند گه موحد را صور ره مى زند
شخصى كه در باره ذات خداوندى مطابق شرايط ذهنى خود نقاشى كرده است هنگامى كه به وحدت نظم مى نگرد و با توجه به اين كه تمام اسباب تمايز بين موجودات را او آفريده است ، به توحيد واقعى متمايل مى گردد و از نقاشى كه در باره خدا كرده است بر كنار مى شود . همچنين موحد در باره رابطه موجودات جهان هستى با خداوند به اين گمان مى فتد كه آن علت مطلق كه اين معلومات را ايجاد كرده است آيا سنخيتى با آنها ندارد ؟ آيا مى تواند آن موجود برترين آن چنان مباينتى با موجودات مشخص داشته باشد كه خداوند در مقابل اشياء قرار بگيرد ؟ اين كه به محدوديت خدا مى انجامد بنا بر اين دو قسم جريان روحى را هم موحد و هم مشبه سپرى مى كنند . اما بايستى متوجه شوند كه خدا به هيچ يك از موجودات آفريده شده خود شبيه نيست ، بلكه موجودى است ما فوق تمام اين موجودات و نفوذ و قيوميت او بالنسبه به همين اشياء مانند نورى است كه در اجسام شفاف نفوذ مى كند ، ولى عين آن اجسام شفاف نيست . » الله نور السماوات و الارض . » ( خدا نور آسمانها و زمين است ) .
نيز بايد اين نكته را متوجه شويم كه اگر موجود انسانى به توحيد واقعى نائل شود محال است كه در مشكلات مسائل فلسفه الهى گيج و مبهوت شود .
گه تو را گويد ز مست بو الحسن يا صغير السن يا رطب البدن
جلال الدين دنباله اين ابيات را در ديوان شمس تبريزى به قرار ذيل مى آورد :