تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٢ - تفسير ابيات
جهت كه روان شناسان به طور صريح مى گويند : اگر آن چه را كه در ناخود آگاه وجود دارد به قلمرو خود آگاه سرازير كنيم ذهن از هم مى پاشد و توانايى تحمل يك صد هزارم آن را هم ندارد .
اين مطلب را متفكرين عالى مقام همچنين گوشزد مى كنند كه هنگامى كه انسان از حدود نمودهاى طبيعت گام فراتر مى گذارد و جهان را به عنوان يك واحد متشكل مجسم مى سازد عظمتى در آن مشاهده مى كند كه مى خواهد كالبد بدن را بشكافد و از قفس تن پرواز كند .
تفسير ابيات خداوند متعال در بارهء ايجاد انسانها با فرشتگان گفتگو مى كرد ، در صورتى كه ارواح انسانها در درياى قدرت خداوندى غوطه ور بودند . فرشتگان ساده لوح مى گفتند اين انسان را چرا مى آفرينى تا كشتارها راه بيندازند و حقوق يكديگر را پاى مال كنند ؟ اينان مشغول چنين گفتگو بودند و ارواح انسانها در درياى قدرت الهى بر آنها كف مى زدند و ( به اصطلاح به جلوگيرى آنان در فرشتگان مى خنديدند محدود ) آن قلمرو و پيش از آن كه نفس كلى مانند ( عقل كلى هگل ) پا بست اين كالبدهاى مادى شود به هر چه كه در پهنهء هستى وجود داشت دانا بودند . آنان پيش از خلقت طبيعى افلاك و كرات را ديده بودند . پيش از آن كه از دانه ها در جهان هستى اثرى باشد نان را كه محصول دانه ها است خورده بودند . آنان پيش از اين كه به كالبد مادى وارد شوند و داراى قواى دماغى شوند در درياى انديشه غوطه ور بودند . آنان بدون وسايل طبيعى بخواسته هاى خويش پيروز گشته بودند . باز هنگامى كه مى گويم : در آن قلمرو در انديشه ها فرو رفته بودند ، گمان مبر كه حقيقتاً اين انديشه هاى گسيخته پر از واحدهاى نسبى از معلومات محدود بوده است ، در آن قلمرو انديشه معناى ديگرى دارد كه اگر با كلمهء سر تا پاى روشنايى و نور تعبير كنيم مناسبتر خواهد بود ، اما چه كنم من با تو حرف مى زنم كه تنها با كلمهء فكرت و امثال آن سر و كار دارى . چرا در آن پشت پرده مسئله انديشه مطرح نبوده است ؟ براى اين كه واحدهاى انديشه از زمان گذشته و حال