تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٣ - تفسير ابيات
براى نور مراتب زيادى است كه هر يك از ديگرى عالىتر و فروزنده تر مى باشد بدينسان نور حق هفت صد مرتبه و درجه دارد كه هر يك از آن پرده ها مخصوص افرادى از انسانها است .
افرادى كه در مراتب آخر قرار گرفتهاند از ضعف خويش نمى توانند نور بالاتر از خود را ببينند .
آن روشنايى مطلق كه مخصوص حيات ابدى و نور اولى است براى ناتوانان كه ديده گان آنها مانند اشخاص احول ناتوان است باعث رنج و فتنه مى باشد ، مراتب پايين طورى نيست كه انسان براى هميشه در آن مراتب راكد و جامد بماند ، بلكه مى توان با تزكيهء نفس و تكامل در راه رشد شخصيت ، نقص ديده گان را كمتر نمود ، تا آن جا كه از هفت صد پرده بگذرد و وارد خود درياى ابديت گردد .
اما وسايلى كه اين مراتب را مى تواند از پايين به بالا رهنمون شود بسيار گوناگون است ، براى هر مرتبهاى وسيلهء مخصوصى است و هيچ يك از آن مراتب نمى تواند تحمل وسيلهء اعتلاى مرتبهء بالاتر را داشته باشد .
آن آتش كه آهن و طلا را اصلاح مى كند ، ميوه هاى ضعيفى مانند سيب و آبى را نه تنها اصلاح نمى كند ، بلكه آنها را از بين مى برد ، درست است كه براى سيب و آبى خامى وجود دارد و مى تواند به حالت پختگى برسد ، ولى نه با آتشى كه داراى تابش بسيار نافذ و ظريف و تند است ، اما همين شعله هاى سوزنده و مهيب آتش كه براى سيب و به نابود كننده است براى آهن لطيف و مناسب است زيرا آهن خود طالب همنشينى با اين اژدهاى سركش است .
مى دانيد آهن شبيه به چيست ؟ آهن شبيه به فقير است كه مى تواند تحمل پتك و آتش رياضت را داشته باشد .
اين فقير ( كسى كه در راه سلوك الى الله است ) بدون واسطه خود حجاب آتش است ، به همين جهت است كه مى تواند در ميان آتش برود . آن موجودات كه از آب و فرزندان ( مشتقات ) آبند ، نمى توانند از آتش و فعاليتهاى مانند آتش پخته شوند ، براى اين كه اين فرزندان آب يعنى اين انسانهاى خام بتوانند در آتش بروند مانند