تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٨ - تفسير ابيات
شده راه حقيقت بينى آن بىنوا را مسدود كرد تا در نتيجه او ادعاى خلاف واقع كرده گفت من ماه را مى بينم .
بياييد اجزاء خود را راست كنيم ، ولى اين كار خود به خود امكان پذير نيست ، برويم به آستان راستان و مردان الهى . مگر نمى دانيد كه براى تنظيم ترازو باز ترازو لازم است ؟ ترازو است كه مى تواند صحت و بطلان ترازو را اثبات كند . روح شما آدميان مانند ترازو است و همچنين ساير وسايل درك را خدا به شما به عنوان سنجش واقعيات عطا فرموده است ، ولى بدانيد كه براى تنظيم همين ترازوها و وسايل سنجش ( كه از همه طرف عوامل منحرف كننده آنها را احاطه كرده است ) ، ترازوهاى حقيقى كه همان مردان الهى باشند مورد نياز مى باشند . بپرهيزيد از دمسازى با منحرفين از جادهء الهى ، اين دمسازى موجوديت شما را از بين برده عقل تا را مبهوت و مشوش و بالاخره نيست خواهد كرد .
برويد آن آيهء قرآنى را بخوانيد كه فرمود : پيامبر و ياورانش براى آنان كه كفر مى ورزند بسيار خشن و شديد ، ولى در ميان خود مهربان و شفيق مى باشند . برويد بر سر بيگانگان كه زندگانى مادى و معنوى شما را بازيچهء دست خود قرار مى دهند ، شمشير بران باشيد در اين ميدان زندگانى ، روباه بازى سقوط ابدى است ، قهرمان باشيد و شيرانه گام برداريد .
اگر شما با منحرفين دمساز شويد ياران شما از غيرت از شما بريده خواهند شد زيرا - اين منحرفين خارهايى هستند كه با گلهاى با طراوت روح شما دشمنى مى ورزند ، اينان همان گرگهايى هستند كه بايستى آتش در دودمانشان شعله ور ساخت ، زيرا - همين گرگان دشمنان يوسفهاى الهى هستند .
شيطان با زبان بازى و تملق به تو جان بابا مى گويد ، آن ديو مطرود به تو دل سوزى نخواهد كرد ، بلكه او مى خواهد تو را بفريبد و زندگانى تو را سياه سازد . بشناس اين همان شيطان است كه پدر تو ( آدم ) را در شطرنج زندگى مات كرد . در بازى شطرنج