تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩١ - روايت
((٢٣٨)) با زبان حال مى گفت اى شيوخ رحمتى كه سوختم زين خام شوخ
((٢٣٩)) آن چه آن خر ديد از رنج و عذاب مرغ خاكى بيند اندر سيل آب
((٢٤٠)) بس به پهلو گشت آن شب تا سحر آن خر بىچاره از جوع البقر ناله مى كرد از فراق كاه و جو مستمند از اشتياق كاه و جو همچنين در محنت و در درد و سوز ناله ها مى كرد از شب تا به روز
((٢٤١)) روز شد خادم بيامد بامداد زود پالان جست و بر پشتش نهاد
((٢٤٢)) خر فروشانه دو سه زخمش بزد كرد با خر آن چه با سگ مى سزد
((٢٤٣)) خر جهنده گشت از تيزىّ نيش كو زبان تا خر بگويد حال خويش ؟
روايت « الحزم سوء الظن . » (١) ( حزم و احتياط از بد گمانى است ) .
با قطع نظر از صحت سند روايت فوق ، مى توان جملهء مزبور را به دو وجه معنا كرد :
اول - همان معنى كه در ترجمه ياد آور شديم يعنى احتياط در حدود وسوسه ناشى از بد گمانى است . مثلًا در آن محيط كه همه مردم راستگو و در صدق و صفا زندگى مى كنند بدون ترديد احتياطهاى افراطى از بد گمانى خواهد بود .
دوم - مطلوبيت سوء ظن در محيطهايى كه مردم همگى در صدد كوبيدن يكديگر هستند ، در اين صورت احتياط عالىترين روش زندگى خواهد ، چنان كه امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه مى فرمايد :
« إذا استولى الصلاح على الزمان و اهله ثم اساء رجل الظن برجل لم تظهر منه خزيه فقد ظلم . و إذا استولى الفساد على الزمان و اهله فاحسن رجل الظن برجل فقد غرر . » (٢)
(١) پاورقى مثنوى ، رمضانى ، ص ٨٣ . .
(٢) نهج البلاغه ، ج ٣ ، ص ١٧٧ . .