تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١٧ - يك بحث مختصر در بارهء عادت
انسان را در موقع اعتياد ، جلال الدين در قرنها پيش به طور صريح بيان نموده و چنان كه خواهيم گفت روان شناسان اروپايى در همين دورانهاى اخير به آن متوجه شدهاند .
براى توضيح تضاد مزبور مجبوريم مقدار مختصرى در بارهء عادت بحث كنيم :
يك بحث مختصر در بارهء عادت در ميان پديده هايى كه در انسان و به طور عموم در ساير جانداران ديده مى شود پديدهء بسيار مهمى هم به نام عادت وجود دارد كه همواره نظر فلاسفه و متفكرين را به خود جلب كرده است . تعريفات فراوانى براى شناساندن عادت از گذشتگان و متفكرين در اختيار داريم . اين تعريفات كه براى توضيح و تفسير عادت گفته شده است ، اغلب مانند ساير تعريفاتى كه در بارهء هر يك از پديده هاى حيات گفته مى شود يك يا چند نقطهء نظر در پديدهء مفروض را باز گو مى كنند .
مى توانيم بگوييم كه : علت اساسى نقص اين همه تعريفات مربوط به پديده هاى حياتى ، مجهول بودن خود حقيقت حيات است كه هنوز با وجود اكتشاف صدها مطالب در موضوع حيات به اسرار آميز بودن خود ادامه مى دهد . اين همان مطلب است كه ابو العلاء شاعر معرّة مى گويد :
الذى حارت البريه فيه حيوان مستحدث من جماد [١] (
چيزى كه مردم در بارهء آن در حيرت فرو رفتهاند ، زندگى است كه از جماد ايجاد مى گردد ) .
هر چه كه پديدهء حيات در مرحله عالىتر نمودار مى گردد ، مانند انسان ، اين تحير بيشتر و عميقتر مى شود . ما مقدمهاى را به طور اجمال در بارهء پديدهء عادت متذكر مى شويم :
[١] اگر چه احتمال مى رود مقصود شاعر مسئله معاد باشد ، ولى با يك نظر دقيقتر معماى تبدل جماد به حيات در هر دو نقطهء آغاز و انجام يكى است . ) .