تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٥ - ٤ - ( من ) و زمان
از زمان گذشته ( ايجادى و مفهومى ) تقريباً جنبه فعاليت و بازيگرى ذهن در بارهء زمان بودند .
٤ - ( من ) و زمان ممكن است چنين تصور شود كه مباحث گذشته در بارهء زمان تكليف وضع روانى ما را در مقابل اين پديده يك سره كرده است و جايى براى بررسى من و زمان وجود ندارد ، ولى اين يك تصور ابتدايى است كه با توجه به موضوع من كه حوادث براى او به عنوان لذت بار يا موجب كراهت . . . بوده باشد ، ( مانند خود لذت و الم و كراهت خود من را رنگ آميزى مى كند ) از بين خواهد رفت .
براى توضيح اين مسئله از مسائل روشنتر شروع كرده تدريجا به پيش رفت خود ادامه خواهيم داد .
همهء ما بارها با سه وضع روانى متفاوت با زمان آينده سر و كار داشتهايم . اين حالات سه گانهء روانى بقرار ذيل است :
١ - اشتياق به رسيدن رويدادهايى كه مطلوب ما است ، مانند : رسيدن محصولى كه ماده ضرورى معيشت ما است ، يا رسيدن دوست مورد علاقهء ما از سفر كه شديدا مشتاق ديدار او هستيم .
٢ - كراهت از رسيدن رويدادها از آينده مانند : علامات پيرى يا لزوم ملاقات با كسى كه مورد تنفر و انزجار ما است .
٣ - بىطرفى وضع روانى ما در مقابل رويدادهايى كه از آينده خواهند رسيد .
هر يك از دو حالت اول و دوم به جهت شديد و ضعيف بودن اشتياق و كراهت شايد تا بىنهايت مراتب گوناگون داشته باشند ، همچنين اگر با يك دقت نظر در وضع بىطرفى من بررسى كنيم ، خواهيم ديد بىطرفى يك حالت بسيط حقيقى نيست كه وضع روانى ما در مقابل حوادث به خود بگيرد ، بايستى اين حالت روانى را ناخود آگاهى يا غفلت از رويدادهاى آينده معرفى كنيم . اما اگر تمام حوادثى را كه از راه خواهند رسيد