تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧١ - ٢ - آيا زمان به دو نوع حقيقى و مفهومى قابل تقسيم است ؟
يا اين كه وضع ذهنى ما در هر دو حالت ( مشاهدهء حركت قطار ) و ( توجه برويدادهاى قبلى كه مانند عواملى حركت قطار را به وجود آوردهاند ) يكى است ؟ و يا اين كه دو كشش متصل در جريان ( زمان فعلى و قطعات زمان گذشته ) براى ما نمودار مى شود ؟ همچنين ما در لحظهء كنونى يك حادثه و حركت را بينيم ، ولى به جهت تجربه يا ساير وسايل عمى مى دانيم كه اين حادثه به جهت ارتباط تدريجى با عوامل ديگر رو به تركيب و تاليف رفته و در آينده به شكل يك حادثهء مركب از ده ها رويداد خواهد بود . آيا در اين فرض دو كشش متصل در جريان ( زمان ) را احساس مى كنيم كه يكى همان كشش مربوط به ديدن حادثهء فعلى است و ديگرى را از رويدادهاى آينده كه با حادثهء فعلى تركيب يافته و به صورت يك واحد مجموعى درمى آيد انتزاع كردهايم ؟ همچنين در بارهء حادثه معينى كه در لحظهء حاضر براى ما مطرح است مى توانيم در عين حال كه زمان حاضر بودن آن را درك مى كنيم ، همين حادثه را متصل به پايان گذشته و آغاز آينده در نظر بگيريم و جاى ترديد نيست كه اين دو فعاليت ذهنى در بارهء زمان حاضر يكى نيست ، زيرا - توجه به خود حادثه در حال حاضر ( مانند چشيدن خود لذت غير از توجه به پديدهء لذت ) غير از توجه به دو نقطهء آغاز و پايان آن است .
٢ - آيا زمان به دو نوع حقيقى و مفهومى قابل تقسيم است ؟
در مسئلهء فوق ديديم كه يك حادثهء معين در زمان حاضر براى ما مطرح مى شود و ما مى توانيم با تحليل آن حادثه به عوامل پيشين كه خود رويدادهايى بوده و مى توانستند منشأ انتزاع زمان در گذشته باشند با زمان گذشته روبه رو شويم يا با تركيب دادن همين حادثهء معين در زمان با رويدادهايى كه در آينده اين حادثهء معين را تغيير داده و آن را داراى اجزاء بيشترى خواهند كرد ، با آيندهاى كه فعلًا در روى همين حادثه متبلور شده است روبه رو شويم .
در اين مسئله مى خواهيم بدانيم كه آيا ما با دو زمان حقيقى سر و كار داريم يا اين كه زمان حقيقى آن ( كشش متصل در جريان ) است كه هم اكنون در