تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
داشته باشند ، بر حسب سياست آن است كه همهء آراء داراى يك وزن باشند و به موجب ديانت آن است كه همه وجدانها از حقوق متساوى بهره مند شوند . » [١] ١٣١ - « نوع بشر نجات خواهد يافت ، به رفعت خواهد رسيد و تسليت خواهد ديد ، ما بر فراز سنگر زمان اين حق را براى او تثبيت مى كنيم ، فرياد عشق از قلهء فدا كارى بر نخيزد از كجا بر خواهد خاست ؟ اى برادران من اين نقطه جايگاه پيوستگى كسانى است كه فكر مى كنند با كسانى كه رنج مى برند ، اين سنگر نه از سنگهاى سنگ فرش ساخته شده است ، نه از تيرهاى سقف و نه از قطعات آهن ، بلكه از دو توده تركيب يافته است : تودهاى از افكار و تودهاى از آلام . بىنوايى در اين سنگر با كمال مطلوب مواجه مى شود ، اين جا روز ، شب را در آغوش مى كشد و باو مى گويد : ( من اين جا با تو مى ميرم و تو با من زندگى را از سر مى گيرى ) از هم آغوشى همهء غمها شرارهء ايمان بيرون مى جهد . آلام احتضارشان را و افكار ابديتشان را بدينجا مى آورند - اين احتضار و اين ابديت با هم در مى آميزند و مرگ ما را تشكيل مى دهند . برادران كسى كه اين جا مى ميرد در تشعشع آينده جان داده است و ما همه وارد گورى مى شويم كه از همه طرف نور سپيده دم در آن نفوذ كرده است . » [٢] ١٣٢ - « چون كلام به منزلهء وزش نسيم است ، لرزش عقول در مقابل آن شباهت به لرزش برگها دارد . » [٣] ١٣٣ - « ويرژيل چنين گفته است : تدابير اعلا از تصميمات خارق العاده حاصل مى شوند ، فرود آمدن بر ساحل مرگ گاهى وسيلهء نجات از غرق است و سرپوش تابوت تخته پارهء نجات مى شود . » [٤] ١٣٤ - « موجوداتى هستند كه بيش از چيزى طلبند جاندارانى هستند كه چون
[١] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٥٢٩ . .
[٢] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٥٣٠ . .
[٣] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٥٣٠ . .
[٤] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٥٣٤ . .