تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣١ - هر نوع زندگانى براى خود انتخاب كنى بدون ناراحتى نخواهد بود
ماده اين خواستن را نمودار مى سازد از مقولهء كميت مى باشد و ميان اين دو مقوله انطباق حقيقى امكان ناپذير است ، به همين جهت است كه هرگز اين مسئله به خاطر دانشمندان خطور نكرده است كه آن دو مقوله را قابل مقايسه طبيعى قرار بدهند ، بلكه همواره اين مقايسه با واحدهاى قرار دادى انجام مى گيرد ، زيرا - اگر بخواهد كيفيتى يا كميتى تحت شرايط مخصوص در قلمروى شركت كند - ناچار يا بايستى كميت به كيفيت تبديل شود يا بالعكس . اين يك مسئلهء مهمى است كه در مباحث آينده به توضيح مشروح آن خواهيم پرداخت .
نيز ممكن است خواستهء حياتى يك موضوع پيوستهء غير قابل تجزيه بوده باشد در صورتى كه ماده در هر شكل و وضعى كه بوده باشد قابل تجزيه خواهد بود ( اگر چه تنها با عينك رياضى بوده باشد ) .
در آن هنگام كه حيات در درد و ناراحتى فرو مى رود ، نمى تواند به ماده بگويد : تو كنار برو . اگر خواستهء حيات موضوعى باشد كه نتيجهء كارهاى تدريجى و پر زحمت و نيازمند بگذشت زمان بوده باشد ، ارادهء حيات بارقهء خود را زده و نتيجه را به طور صد در صد براى خود مطلوب تلقى نموده مى خواهد آن را به صورت جزئى از خود در آورد ، ولى تدريجى بودن كار و احتياج به تحمل زحمات و گذشت زمان ضربه هايى به حيات مى زند كه ناشى از انتظار حيات براى وصول به نتيجه مى باشد .
بنا بر اين آن ناراحتىها كه ما آنها را ناملايمات حيات مى ناميم دست از هيچ جاندار بر نخواهد داشت ، به اضافهء اين كه خاموش شدن شعلهء حيات به نوبهء خود همراه با رنج و بىچارگى است ، در صورتى كه خود طبيعت حيات اقتضاى ابديت ندارد .
گروه دوم - ناملايمات روانى ، مى دانيم كه انسان تنها يك موجود زنده نيست ، بلكه با هر اصطلاحى كه بگوييم و با طرفدارى از هر مكتبى كه مورد تمايل ما است بنگريم بالاخره بايست بگوييم : انسان موجودى است زنده و داراى روان و يا داراى تشكيلات مخصوص عصبى كه او را از كرم و مور و زنبور عسل جدا ساخته و او را در اين جهان به پيش رفتهاى فكرى و علمى و صنعتى و اخلاقى و دينى نائل كرده است .