تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٥ - مقياس سنجش را منحرف نكنيد ، بگذاريد انسانها با اندازه هاى واقعى روبه رو شوند
((٥٧٢)) گر طمع در آينه برخاستى در نفاق آن آينه چون ماستى
((٥٧٣)) گر ترازو را طمع بودى به مال راست كى گفتى ترازو وصف حال
مقياس سنجش را منحرف نكنيد ، بگذاريد انسانها با اندازه هاى واقعى روبه رو شوند حقايق و نمودهاى جهان هستى كه براى ما مطرح مى شوند خواه از مقوله كيفيتها باشند يا از سنخ كميتها ، همواره براى آن كه در زندگانى ما تأثير داشته باشند ، بايستى قابل سنجش و محاسبه بوده باشند .
حتى پديده هاى كيفى كه غالباً از محاسبه و سنجش سر باز مى زنند با اشكال گوناگون بايستى به نقاط اصيلى متكى باشند ، مثلًا مقوله زيبايى آن گاه براى ما زيبا جلوه خواهد كرد كه با واحدهاى درونى ما كه به عنوان واحدهايى تثبيت شده تلقى شده تطبيق شوند .
اين اصل كه همه حقايق و نمودهاى جهان هستى كه براى ما مطرح مى شوند بايستى قابل سنجش و محاسبه بوده باشند ، ممكن است تا حدودى ابهام آميز جلوه كند ، ولى ما مى توانيم مقدارى در اين باره توضيح بدهيم و صحت آن را تا حدودى اثبات كنيم .
با كمترين توجهى مى بينيم كه ما در هر وضع از اوضاع زندگانى قرار بگيريم و در هر شرايطى كه بوده باشيم ، به طور حتم عوامل اختيارى و غير اختيارى براى ما نقطه قرار گاهى را معين ساخته است . ما به هيچ وجه نمى توانيم در يك نقطه غير معين واقعى زندگى كنيم ، زيرا نقطه غير معين واقعى در جهان هستى وجود ندارد .
در نقطهاى كه بخواهيم موقعيت خود را دريابيم خواهيم ديد : تحت شرايط