تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٦ - مقياس سنجش را منحرف نكنيد ، بگذاريد انسانها با اندازه هاى واقعى روبه رو شوند
مخصوصى از عوامل جغرافيايى و در زير سلطه حقوق و آداب و رسوم مشخصى قرار گرفتهايم ، به اضافه موجوديت روانى ما كه داراى واحدهاى معين و عناصر مشخصى مى باشد . همچنين ايده هاى اجتماعى و اقتصادى و سياسى و دينى به موجوديت ما كاملًا مسلطاند .
از طرف ديگر طرز جهان بينى ما و لذايذ و آلام و بيم و اميدها و آرزوها و يأسها خود از عوامل تعيين كننده نقطه قرارگاه مى باشد و ما را از نقطه هايى به نقطه هاى ديگر عبور مى دهند .
هر يك از نقطه هاى مزبور را نقطه قرار گاه اصطلاح مى كنيم . در اين نقطه هاى قرارگاه همواره پيرامون ما را اصول تثبيت شده يا چه از قبيل طبيعى و چه از مقوله اصول قرار دادى فرا گرفته است ، ما تمام حقايق و پديده ها را خواه بدانيم و يا ندانيم و بخواهيم يا نخواهيم با همان اصول مى سنجيم و محاسبه مى كنيم و به طور كلى اين اصول را مى توانيم به سه قسم مهم تقسيم كنيم :
قسم اول - اصول ما فوق عمومى ، مانند اصل حيات كه ما بخواهيم يا نخواهيم خود آگاه يا ناخود آگاه در هر نقطهاى از زندگانى قرار بگيريم براى ما مطرح و مانند آب در تمام شاخه ها و برگهاى درخت زندگانى ما نفوذ كرده است .
قسم دوم - اصول عمومى ، مانند دو اصل لذت و الم كه به قول بنتام : كسى كه براى او اين دو اصل مطرح نيست ما نمى فهميم او چه مى گويد ، اين دو اصل در درجه دوم قرار مى گيرد ، يعنى اگر اصل حيات را درجه اول محسوب بدارم اين دو اصل در درجه دوم از نظر اساسى بودن در تعيين نقطه قرارگاه ما خواهد بود و به طور كلى هر اصلى كه در پديده هاى روبناى ديناميسم زندگانى ما نقش اساسىتر و عمومى ترى را به عهده بگيرد از گروه اصول عمومى محسوب خواهد شد .
٣ - اصول خصوصى اعم از طبيعى و قرار دادى به معناى عمومى آنها ، مانند اوصاف شخصى ، روانى ، محيطى و عوامل اقتصادى و سياسى حاكم در موقعيت