تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٦ - تفسير ابيات
روى زمين بر چيده شود و بدانند كه اين همه موجودات با عظمت در مقابل انسان چيزى نيستند .
اى پيامبر اكنون دوران تو است ، اين همان دوران است كه موسى كليم الله عليه السلام آرزويش را مى كرد ، زيرا - هنگامى كه موسى عليه السلام رونق و درخشندگى دوران تو را ديد كه بامداد تجلى خداوندى در آن دميده است ، از خداوند پرسيد : خداوندا اين چه دوران رحمت است ؟ نه تنها دوران رحمت است ، بلكه گروندگان اين پيامبر با رويت و شهود سر و كار دارند . تو هم اگر بتوانى خود را در درياى شهود موسوى غوطه ور بساز ، باشد كه از ميان دوران محمدى سر بيرون آورى .
خداوند در پاسخ موسى عليه السلام فرمود كه اى موسى اين شهود را براى آن نصيبت كردم كه بدانى تو از دوران پيامبر اسلام فاصلهء زيادى دارى و آن دوران بالاتر از موجوديت تست ، پاى خود را جمع كن و گمان مكن كه پايت به آخر اين گليم خواهد رسيد ، زيرا - اين گليم بسيار دراز است .
من كه اين گونه مقام عالىترى را در دوران بشرى به تو نشان دادم براى اين بود كه تحريك شوى ، چنان كه نان را به انسانها نشان مى دهم تا اشتياق به آن نان مردم را به گريه و نيايش وادار بسازد .
مادر مهربان و با عاطفه هنگامى كه مى بيند طفل شير خوارش در خواب عميق فرو رفته است ، بينى او را آهسته آهسته مى مالد تا او را از خواب بيدار كند و به او شير بدهد ، زيرا - او بىخبر خوابيده است از طرف ديگر پستان مادر براى شير دهى مى خارد . من گنج و رحمت نهانى بودم ، براى اين كه آشكار شوم امت رستگارى را بر انگيختم .
هر كرامت و كمالى را كه بينى مورد اشتياق تست و با جان و دل آن را جستجو مى كنى ، بدان كه خداوند است كه اين كرامت و كمال را به تو نشان داده است تا تو اشتياق پيدا كردهاى .
اگر پيامبر اسلام بتهاى فراوانى را متلاشى نمى ساخت شما هم مانند نياكان خود بتها را مى پرستيديد .