تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٣ - محبت جاهلانه عين دشمنى واقعى است
خواهند گفت : ( كرم تو اى خداوند كريم ) « أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ اَلْفِيلِ . أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ . تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ . فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ . » ١٠٥ : ١ - ٥ [١] ( آيا نمى بينى خداى تو به اصحاب فيل [ لشكريان ابرهه ] چه كرد ؟ آيا حيله پردازىهاى آنها را پوچ نساخت و به آنان پرندگانى فرستاد كه ابابيل [ ناميده مى شوند ] سنگهاى سجينى را به آنان انداختند ، آنان را مانند برگهاى خورده شده [ يا جويده شده ] نيست و نابود گردانيد ) .
« اِقْتَرَبَتِ اَلسَّاعَةُ وَاِنْشَقَّ اَلْقَمَرُ . » ٥٤ : ١ [٢] ( ساعت موعود نزديك شد و ماه شكافت . )
((٣٢٨)) مهر جاهل را چنين دان اى رفيق كژ رود جاهل هميشه در طريق
محبت جاهلانه عين دشمنى واقعى است جلال الدين در مورد ديگر از ابياتش چنين مى گويد :
اين محبت هم نتيجهء دانش است كى گزافه بر چنين تختى نشست ؟
اگر چه بهره بردارى از همهء نيروها و پديده هاى انسانى احتياج به علم دارد ، ولى بعضى از آنها حياتىتر از بعضى ديگر مى باشد . از آن جمله همين مقولهء محبت است .
محبت عالىترين رابطه است كه ميان دو انسان قابل تصور مى باشد . با اين رابطه است كه انسان از درد بيگانگى رهايى پيدا مى كند .
[١] سوره فيل ، آيهء ١ تا ٥ . .
[٢] سوره قمر ، آيهء ١ . .