تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - آيه
الله الله مى زنى از بهر نان بىطمع پيش آى و الله را بخوان
((٤٩٩)) گر بدانستى گدا از گفت خويش پيش چشم او نه كم ماندى نه بيش
((٥٠٠)) سالها گويد خدا آن نان خواه همچو خر مصحف كشد از بهر كاه
((٥٠١)) گر به دل در تافتى گفت لبش ذرّه ذرّه گشته بودى قالبش
((٥٠٢)) نام ديوى ره بَرَد در ساحرى تو به نام حق پشيزى مى برى
آيه ١ - « وَما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلا أَبْصارُكُمْ وَلا جُلُودُكُمْ وَلكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ الله لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ . وَذلِكُمْ ظَنُّكُمُ اَلَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ اَلْخاسِرِينَ . » ٤١ : ٢٢ - ٢٣ (١) ( « در روز رستاخيز » شما نمى توانيد از شهادت گوش و چشمان و پوستهايتان خود را مستور بداريد و شما گمان كردهايد كه خدا مقدار فراوانى از كارهاى شما را نمى داند اين بود آن گمان شما كه شما را به هلاكت افكند و شما از زيانكاران شديد ) .
ممكن است مقصود جلال الدين از خلاف واقع و محكوم بودن ظنون ( گمانها ) آيات ديگرى باشد كه ظن را محكوم مى كند ، زيرا در آيات فوق گمان مخصوص اشخاص مورد نظر را محكوم مى كند ، و اين دليل محكومت همهء اصناف ظن ( گمان ) نمى باشد .
٢ - « مثل الذين حملوا التوراة ثم لم يحملوها كمثل الحمار يحمل اسفارا . » (٢) ( مثل آنان كه تورات را در دست دارند ولى آن را درك نمى كنند و عمل مطابق آن ندارند ، مانند خرانى هستند كه اسفار ( لوحه ها يا كتابهايى ) را حمل مى كنند . )
(١) سوره فصلت ، آيه ٢٢ و ٢٣ .
(٢) سوره جمعه ، آيه ٥ . .