تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٩ - آيه
روايت
اگر يك موجود حقيقتى داشته باشد با از بين رفتن نمود آن حقيقت نابود نخواهد گشت
روايت ١ - « اللَّهم ارنا الاشياء كما هى . » [١] ( خداوندا اشياء را آن چنان كه هستند به ما بنمايان ) .
٢ - « اعدى عدوك نفسك التي بين جنبيك . » [٢] ( دشمنترين دشمنان تو نفس تو است كه ميان دو پهلوى تو است ( در درون تو است . )
((٤٦١)) گر و را مغزى بدى ز اشكستنش خود نبودى نقص الَّا بر تنش
اگر يك موجود حقيقتى داشته باشد با از بين رفتن نمود آن حقيقت نابود نخواهد گشت هر موجودى در جهان هستى مى تواند صورتى داشته باشد و حقيقتى ( البته مقصود از صورت و حقيقت دو مفهوم اصطلاحى آنها نيست ) بلكه مقصود اين است كه ممكن است يك عده نمودها به عنوان صورت پيرامون حقيقتى را بگيرد ، ولى در پشت پردهء آن نمودها ، حقيقت مفروض موجوديت خود را حفظ نمايد . اما امروزه مى توانيم مثال اجزاء بسيار كوچك آتمى را در نظر بگيريم كه اين اجزاء آتمى در زير بناى اجسام موجوديت دارند ، در صورتى كه در روبناها صدها تغييرات انجام مى شود .
اين بقاء حقيقت و زوال صور در موجود انسانى روشن تر و بهتر احساس مى شود . مسلم است كه انسان از موقعى كه پا به اين دنيا مى گذارد دائماً در تغيير است ، به طورى كه گروهى از اهل فن را عقيده بر آن است كه انسان نه در چند ماه و چند سال ، بلكه در
[١] اين جمله را به عنوان روايت نقل كردهاند ، ولى شبيه به اين مضمون در دعاهاى صحيفه سجاديه ديده مى شود . .
[٢] كنوز الحقائق ، ص ١٤ . .