تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٤ - نفس با دمسازى با نفس ديگر مى خندد ، در نتيجه در عالم عقل تاريكى پيروز مى گردد
((٢٧)) نفس با نفس دگر خندان شود ظلمت افزون گشت ره پنهان شود
نفس با دمسازى با نفس ديگر مى خندد ، در نتيجه در عالم عقل تاريكى پيروز مى گردد و راه گم مى شود « ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد » و اين دو ديوانه مطابق اختلال روانى كه دارند در صدد خود نمايى در برابر يكديگر در مى آيند و ممكن است خانهاى را به آتش بكشند و ضمنا هم خنده هاى رهبرى نشده خود را به ميدان نمايش در مى آورند و مى توانند ساخته هاى بزرگان را كه با خون دل ساليان دراز آن را بنا نهادهاند در هم بكوبند و بسيار هم خوشحال باشند . اين دو كودك به شعله هاى سر به فلك كشيده آن چنان شادمان مى نگرند كه يك انسان عاقل از تنظيم امور همه جانبهء يك جامعه شايد آن اندازه خوشحال نباشد .
امروزه جوامع بشرى را مى بينيم كه خيلى خنده ها سردادهاند . سازش همه با همه در هر گونه شرايط ، اصل مسلمى شده است كه قابل هيچ گونه مناقشه نيست ، بايستى بگوييم : از اين خنده ها و سازشها در بارهء حيات انسان كاريكاتورى كشيده شده است كه هيچ يك از فلاسفه و متفكرين و به طور عمومى هيچ يك از انسان شناسان نمى توانند سر در بياورند كه اين جوامع امروزى چه مى گويند ؟ دو فرد از انسانها به يكديگر مى رسند و سراپاى يكديگر را ورانداز كرده با يك عده مسائل سطحى در باره زندگانى خود همديگر را قانع ساخته و مى خندند .
با اين كه مى دانيم هر سؤالى را كه پاسخ مى دهيم ، چند سؤال ديگر در پيرامون آن سبز مى شود و چشمك مى زند ، با اين حال هنگامى كه از دانش صحبت مى كنيم با تكيه به يك مشت اصطلاحات جالب ادعاى يقين و جزم مى كنيم و به خود اجازه مى دهيم كه هر مسئله و مفهومى كه در خارج از اين دانش ناقص كه تنها سؤالات ما را افزايش