تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٦ - آيا هم موحد و هم مشبه در درك مقام عالى وحدت مبهوتاند
آن چنان تحت تأثير قرار مى دهد كه حركت كلى جهان طبيعت با تمام انواع و اقسامش . انسان حالاتى پيدا مى كند كه هنگامى كه در مقابل گل قرار گرفت آن را تماشا نمى كند ، بلكه آن را در خويشتن در مى يابد . او انسانها را تماشا نمى كند ، بلكه خود را جزء انسانها يا انسانها را جزء خود در مى يابد . اگر به خورشيد نظاره كند خورشيد را در درون خود فروزان مى بيند ، بلكه درون خود را خورشيد درخشان احساس مى كند . بايستى بدون مبالغه گفت اين عظيمترين تكاملى است كه انسان مى تواند گامى در آن بگذارد .
اما گمان نكنيد در اين حالت شما عين موجوداتى كه گفتيم مى باشيد . شما خورشيد نيستيد ، شما دسته گل نيستيد و شما همه انسانها هم نمى باشيد ، آرى :
تو نه اين باشى نه آن در ذات خويش اى فزون از وهمها وز بيش بيش
بلكه تو در اين حالت آن گسترش بىنهايت را بر خود گرفتهاى كه تمام موجودات جهان هستى مانند اجزاء كالبد بدن تو شده است بلى ، تو نه ناخنى و نه دستى و نه پايى اما همه اجزاء تحت سلطه تو هستند ، بدينسان همه موجودات در مقابل ذات تو اين انسان رشد يافته مانند اجزاء كالبد تو مى باشند ممكن است ابيات مورد بررسى همگى مربوط به خدا باشد . يعنى اگر ابيات مزبوره را در باره خدا مورد تفسير قرار بدهيم از بيت :
اى صفاتت آفتاب معرفت و آفتاب چرخ بنده يك صفت
تا شش بيت بعدى خواهد بود .
((٥٧)) از تو اى بىنقش با چندين صور هم مشبّه هم موحّد خيره سر
آيا هم موحد و هم مشبه در درك مقام عالى وحدت مبهوتاند احتمال قوى مى رود كه مخاطب جلال الدين و مقصود او از كلمه » تو « خداوند