تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٣ - تفسير ابيات
تفسير ابيات پادشاهى از روى كرامت يكى از بندگانش را به ساير بندگان و خدمتكارانش ترجيح داده و بر گزيده بود . تنها پوشاك او به ارزش مقررى چهل امير بود ، صد وزير يك دهم قدر و قيمت او را نداشتند . كمال خوشبختى اين بندهء بر گزيده را مانند اياز در مقابل سلطان محمود جلوه گر ساخته بود .
هماهنگى روح پادشاه و آن بنده از اتحاد و يگانگى پيش از ورود به ابدان را نشان مى داد . كار حقيقى همان است كه پيش از به وجود آمدن اين بدنها صورت گرفته است .
اين پديده هاى حادث كه مسبوق به نيستى مى باشند قابل اعتنا هستند . ديده گان عارف كه راست بين و راست گو است احول نيست كه يكى را دو ببيند ، ديده گان او نگران همان كاشته شده هاى پشت پردهء طبيعت است كه پيش از ورود به اين جهان ديده است .
هر چه كه از گندم و جو در قلمرو ازليت كاشتهاند عارف همان را مى بيند .
پهنهء هستى از آن دانه هاى كاشته شدهء ازلى آبستن است و همان را خواهد زاييد كه در آن قلمرو در درون خود جاى داده است ، بقيهء چاره جويىها و مكر بازىها پا در هوا و مانند باد اصالتى ندارند .
كسى كه چاره پردازىهاى خداوند را بداند و سلطهء آنها را براى خود احراز كند ، چگونه مى تواند به مكر پردازىهاى خود خوش باشد ؟ حق جل و علا دامهاى تو در تويى نصب مى كند كه از هيچ يك نمى توانى نجات پيدا كنى .
اگر صدها روييدنىها برويد و افسرده شود و بريزد ، بالاخره آن چه كه خدا كاشته است خواهد روييد .
هر گاه كشت جديدى روى كشت كهنهاى انجام دهند . همان كشت نخستين كار خود را انجام داده و خواهد روييد ، زيرا ، تخم نخستين كامل و بر گزيده و تخم دوم فاسد