تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٤ - نوحه گران حرفهاى زياداند ، ولى كو سوز دل واقعى ؟
خداوندى هستند كه مى خواهند مشيت خداوندى را كه عدالت محض است به مردم روى زمين بفهمانند .
((٤٩٣)) از محقق تا مقلد فرقهاست كاين چو داود است و آن ديگر صداست
محقق را مقلد چون توان گفت كه دانا تا به نادان فرق دارد
فرق بسيار زيادى است ميان كسى كه حقايقى را از ديگران گرفته منعكس مى سازد و كسى كه خود حقيقت را دريافته و مانند منبع چشمهء آبى كه به درياها وصل است سر تا پا فهم و درك مى باشد . از آن جهت كه رسيدن به مقام شامخ تحقيق و نظر به زحمتها و كوششها و گذشت از خواسته ها نيازمند است ، لذا مى بينيم كه در هر دوره از دوره هاى تاريخ عدهء بسيار اندك به مقام صاحب نظرى مى رسند و مى توانند گامى در تاريخ بشرى برداشته و انقلابى در علم يا اجتماع و يا اخلاق و هنر به وجود آورند .
به همين جهت است كه تاريخ بشرى همواره با صداها روبه رو بوده است نه با داودهاى خوش آواز ، تا نغمه هاى روح انگيز از درون آنها برخيزد و منعكس كنندهء صداى خودشان نه ديگران بوده باشند .
اگر همهء افراد انسانى تفاوت ميان مقلد و محقق را درك مى كردند ، آسيبى كه از پديدهء تقليدهاى كوركورانه نصيب بشرى مى گردد ، به همان اندازه منحصر مى شد كه گروهى حقايق را نمى فهمند و تنها باز گو كننده ناقصى از حقيقتدانها مى باشند ، ولى مطلب در اين جا خاتمه نمى يابد ، زيرا - براى افكار متوسط فهمانيدن اين اصل كه تقليد غير از تحقيق است تقريباً امكان ناپذير است ، مخصوصاً با در نظر داشتن اين كه بعضى از بازگو كنندگان آن چنان ماهرانه سخن مى گويند كه بىچاره محقق به آن اندازه نمى تواند حقيقت خود را بيان نمايد ، در اين موارد است كه صورت جاى واقع را مى گيرد و به اصطلاح جلال الدين صداى تقليدى مى خواهد جاى صداى داود را بگيرد