تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - تفسير ابيات
گنديده است كه اگر در مقابل ديده گان آنها مجسم شود ، باز به ديدن و استشمام آن حاضر نخواهند گشت .
مى دانيد مثل آنان چيست ؟ مثل آنان با آن ظواهر فريبا كه دارند مانند سبزه هاى روى گلخن است كه لحظاتى چشم انسان را به سوى خود متوجه مى كند ، ولى با اندك تأمل كه آن سبزه در كجا روييده است پليديشان آشكار مى شود .
اگر كمى توجه كنيم آن نيكى و زيبايى زير بنا ندارد و چون در شخص منافق ظواهر زيبا عاريتى است ، روزى حقيقت درونى او آشكار خواهد شد . اين گل كه روى گلخن روييده است جايگاه زيبا دارد كه عبارت است از مجلس عيش و عشرت يا گلزارهاى سر سبز و خرم ؟ اين اصل را در قرآن مجيد خداى ما فرموده است : « پاك زنها از آن پاك مردانند و مردان پليد از آن زنان پليدند . » در زندگانى كينه توز مباش ، زيرا - آنان كه به جهت كينه توزى گمراه شدهاند گور آنان ( سر نوشت به طور عموم ) نزد گور كينه توزان خواهد بود :
اگر دقت كنى خواهى ديد كه كينه و عداوت از پديده هاى دوزخى است ، اين پديدهء شيطانى خصم دين تو است .
اگر احساس كردى كه كينه توز هستى ، بدان كه جزيى از دوزخى و مطابق قانون جزء و كل بالاخره بايستى به كل خويش بپيوندى . اگر احساس كردى كه كينه توز نيستى ، بلكه محبت اعماق دل تو را فرا گرفته است ، بدان كه جزيى از بهشتى و باز مطابق قانون فوق روزى به كل خود واصل خواهى گشت . تلخىها به سوى تلخىها و شيرينىها به سوى شيرينىها روانه خواهند گشت و هيچ لحظهاى باطل قرين و همنشين حق نخواهد بود .
« اكنون تو خواهى گفت : همهء انسانها در اعضاى جسمانى و نيروهاى درونى مشتركند و ما نه تلخى مى بينيم و نه پليدى و به عبارت ديگر همه داراى قيافه هاى انسانى و اجزاء درونى متحد مى باشند ، مى گويم : اين است بزرگترين خطا كه ما آدميان