تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٥ - تفسير ابيات
در آن حالت توانايى درك و انجام وظيفه نداشتند ، پس چگونه آنان مورد خطاب تكليف قرار گرفتند ؟ زيرا - درك و اراده و اختيار مراتب بسيار گوناگونى دارد ، حتى گروهى از فلاسفه مانند اميل بريهيه مى گويد : اراده را در تمام موجودات جهان مى توان تصور كرد و در اين باره كتابى به نام ( امكان قوانين طبيعى ) نوشته است و مى گويد : هر چه كه موجوديت يك موجود به كمال نزديكتر مى شود ، اراده و اختيار آن افزايش مى يابد . به هر حال با در نظر گرفتن مراتب شديد و ضعيف بودن اختيار و اراده اين گونه مخاطب قرار دادن مخالف منطق نيست . مخصوصاً كه موقعيت خطاب در راهى از طبيعت است .
بعضى ديگر بنا به نقل طبرسى مى گويند : اين آيه در بارهء عالم » ذرّ « نيست ، بلكه مقصود خداوند بيان ترتيب طبيعى آفرينش انسانها است : آنها را از اصلاب پدران منتقل مى كند و در رحم مادران براى مدتى مستقر مى سازد و سپس آنان قدم به اين دنيا گذاشته و پس از دوران كودكى رشد شخصيت پيدا كرده داراى عقل و وجدان مى گردند و خداوند با همين عقل و وجدان و به وسيلهء اين دو پيك الهى آنان را به وحدانيت خود استشهاد مى كند . [١] ولى با نظر به ابيات فوق كه مورد تفسير ما است جلال الدين جهان ما قبل طبيعت را مى پذيرد و مى گويد : اين راد مردان الهى با » بلى « گفتن در حقيقت در كشتگاه وجود خود دانهء تكامل روح را كاشته و نتايج آن را هم ديدهاند .
تفسير ابيات يك مرد الهى در اطراف و اكناف عالم مى گشت ، شبى در خانقاهى مهمان شد . چار پايى داشت آن را در طويله به آخور ببست و خود پيش دوستان آمده در جايگاهى كه آنها مى نشستند نشست . در وضع روانى آنان كه در انتظار نمودار شدن هيجان روحى بودند با آنها شركت كرد .
[١] مجمع البيان طبرسى ، ج ٤ ص ٤٩٨ كه تفسير سورهء اعراف . .