تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٣ - عادت به هر چيز ناشايست در ( من ) انسانى تضادى ايجاد مى كند
١ - عادت بيش از پيش شخص را با محيط خود وفق مى دهد ( انس گرفتن ) يا با كار خود منطبق مى سازد ( استعداد ) .
٢ - عادت شخص را ميكانيكى مى كند بدين معنى كه عمل عادى به خودى خود يعنى بدون دقت و بدون تفكر و تحت نفوذ يك قوه تسلط آميز يا به عبارت بهتر بر اثر دقتى كه ارتجال گشته است انجام مى يابد . » [١] اينها يك عده مطالبى است كه در بارهء عادت از گذشتگان و معاصرين در دسترس داريم و روشن است كه از هيچ مكتبى و از هيچ متفكرى تا كنون جمله هاى نهايى را در باره ( من انسانى ) و پديده هاى آن نشنيدهايم و امكان بيان چنين جملاتى هم بسيار بعيد به نظر مى رسد ، لذا ما براى توضيح مطلب مربوط به بحث خود وارد اصل مسئله مى شويم ، مسئله اين است .
عادت به هر چيز ناشايست در ( من ) انسانى تضادى ايجاد مى كند صائب با تمام صراحت مى گويد :
چو شد زهر عادت مضرت نبخشد به مرگ آشنا كن به تدريج جان را
براى تصحيح معناى اين بيت مجبوريم بگوييم : مقصود شاعر زبر دست ما بر طرف كردن وحشت آدميان از هيولاى خوفناك مرگ است نه اين كه واقعاً مى خواهد در بارهء پديدهء عادت يك مطلب واقعى را بگويد ، زيرا ، هنگامى كه يك ماده مضر و مخالف طبيعت انسانى مورد اعتياد قرار مى گيرد ، به قول روان شناسان حسى را مى گيرد و احتياج بىارزشى را جانشين آن مى كند ، سپس به اين هم قناعت نمى كند ، بلكه مى خواهد از سطوح ظاهرى و طبيعى ( من انسانى ) نفوذ كرده اعماق شخصيت انسانى را راكد نموده كم كم شخصيت فعال و مختار انسانى را به يك موجود ميكانيكى مبدل بسازد .
از طرف ديگر فرض شده است كه ماده مورد اعتياد ضد طبيعت انسانى است ،
[١] خلاصه فلسفه ، پل فولكيه ، ترجمهء آقاى صمدى ص ١٢٧ و ١٢٨ . .