تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٧ - فى المناجاة
آيه
روايت
((٧٣٤)) كار بخت است آن و آن هم نادرست كسب بايد كرد تا تن قادر است
((٧٣٥)) كسب كردن گنج را مانع كى است پا مكش از كار آن خود در پى است
((٧٣٦)) تا نگردى تو گرفتار اگر كه اگر اين كردمى يا آن دگر
((٧٣٧)) كز اگر گفتن رسول با وفاق منع كرد و گفت هست آن از نفاق
((٧٣٨)) كآن منافق در اگر گفتن بمرد وز اگر گفتن به جز حسرت نبرد اى بسا كس مرده در بوك و مگر از جمال عافيت ناخورده بر ور نمى يابى تو نقصان اگر اين سخن بشنو كه دريابى مگر
آيه « وَمَنْ نُعَمِّرْه نُنَكِّسْه فِي اَلْخَلْقِ أَ فَلا يَعْقِلُونَ ٣٦ : ٦٨ . » (١) ( هر كس را كه كهنسال مى كنيم در موجوديت او كاهش وارد مى سازيم آيا تعقل نمى كنيد ) .
« . . . وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ٦ : ١٦٤ . . . » (٢) ( هيچ كس و زر و وبال ديگرى را متحمل نخواهد شد . ) روايت « و النبى قد ركب معروريا . » (٣) ( پيغمبر به مركب برهنه سوار شده است ) .
« اياك و لو فان لو من الشيطان . » (٤) ( بپرهيز از لو ( اگر ) گفتن ، زيرا - لو گفتن از عمل شيطان است . )
(١) سوره يس ، آيهء ٦٨ . .
(٢) سوره اسراء ، آيهء ١٥ كه سوره النجم ، آيهء ٣٨ . .
(٣) پاورقى مثنوى رمضانى ، ص ٩٠ . .
(٤) پاورقى مثنوى رمضانى ، ص ٩٠ . .