تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠١ - پيامبران با اين كه نفس خود را كشته بودند چرا دشمنان فراوان داشتند ؟
((٧٨٧)) كانبيا را نى كه نفس كشته بود ؟
پس چراشان دشمنان بود و حسود ؟
پيامبران با اين كه نفس خود را كشته بودند چرا دشمنان فراوان داشتند ؟
پس از آن كه جلال الدين اين مطلب را بيان مى كند كه در دنيا اغلب پيكارها و ستيزه جويى ناشى از خود دوستى افراطى و نفس پرستى است و اگر انسان بتواند نفس خود را مهار كند نه با كسى دشمنى خواهد داشت و نه كسى با او خصومت خواهد ورزيد اين اعتراض را متذكر مى شود كه اگر اصل صحيح بود ، چرا پيامبران الهى دشمنان فراوان داشتند ، با اين كه آنان بدون ترديد نفس خويشتن را بكلى از پا در آورده بودند ؟ جلال الدين اعتراض پاسخ بسيار عالى مطرح مى كند ، او مى گويد : شما گمان مبريد كه خصومت با پيامبران دشمنى با آنها بوده است ، مثلًا براى آن بوده است كه پيامبران مانع زندگانى آنها بودند ، يا پيامبران لذايذ آنها را از دستشان مى گرفتند ، يا پيامبران خون ناحقى مى ريختند ، يا پيامبران قيافهء زشتى داشتند . هيچ يك از آنها علت دشمنى آنان با پيامبران نبوده است ، بلكه بايد ببينيم كه پيامبران مطابق دستور الهى چه مى گفتند ؟ آنان مى گفتند : موجوديت انسانى در خور و خواب و خشم و شهوت خلاصه نمى شود .
آنان مى گفتند : موجوديت انسانى در تنفس و جنبش حيوانى پايان نمى پذيرد .
آنان مى گفتند : اين موجود بزرگ داراى گوهر روحانى است كه او را مى تواند از تمام طبيعت بالاتر برده و به مقامى برساند كه جزئى از ابديت گردد و در بارگاه الهى از هر گونه ماده و ماديات گام فراتر نهد .