تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢٤ - قاعدهء تبادل وجودى
همين وضع مخصوص است كه جلال الدين بيان مى دارد ؟ مسائلى است كه به دقت و تأمل بيشترى نيازمند است .
به هر حال مضمون بيت اول كه مى گويد :
وقت مرگ از رنج او را مى درند او بدان مشغول شد جان مى برند
فوق العاده جالب است ، مى خواهد بگويد : جدا كردن جان از كالبد بدن آن چنان براى انسان ناگوار و غير قابل تحمل است كه براى انجام اين كار مشغوليتى باهميت دردهاى پيش از مرگ لازم است تا آن انسان در حال مرگ را بخود مشغول بدارد تا فرشتگان موكل بتوانند جان شيرين او را از قفس نجات بدهند و او متوجه نباشد كه چه گوهر گران بهايى را از او مى ربايند .
اين درد و رنج شبيه به تخدير كردن انسان است كه به رفتن جان از بدن توجهى نداشته باشد .
قاعدهء تبادل وجودى سپس جلال الدين متذكر يك قاعدهء عمومى شده ، مى گويد :
پس به هر فكرى كه دل خواهى سپرد [١] از تو چيزى در نهان خواهند برد جاى ترديد نيست كه چنان كه با فعاليت عضلانى ، نيروى ما مصرف مى شود همچنان
[١] بعضى از نسخه هاى مثنوى مصرع اول را چنين نقل كردهاند « پس به هر ميلى كه دل خواهى سپرد » مقصود جلال الدين روشن است ، او مى خواهد اين حقيقت را گوشزد كند كه : يقين داشته باش كه سرمايهء وجودى تو با دل سپردن به موضوعات جهان رو به استهلاك است : به هر چيزى كه اظهار تمايل كنى در حقيقت آن چيز را گرفتهاى بايد چيزى در مقابل آن بپردازى و اگر به جاى « ميل » در بيت فوق « فكر » بوده باشد ، مسئله دقيقتر و با اهميتتر خواهد گشت ، چون در اين صورت تنها توجه و انديشه در بارهء موضوعى باعث از دست دادن جزئى از سرمايه خواهد بود . .