تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٣ - مسئله يكم - آيا تحصيل يقين در بارهء شناسايىها و حركات زندگانى امكان پذير است ؟
اين جمله نشان مى دهد كه جريان صنعت و به طور كلى هر گونه عمل كه تصرفى در طبيعت و مواد آن است ، مستلزم به دست آوردن يقين به آن معناى روانى كه انكشاف صد در صد واقع مى باشد ، نيست .
اين يك روش تاريخى است كه نه تنها در دورانهاى اخير متداول بوده است ، بلكه در دورانهاى گذشته هم كاملًا قابل مشاهده است كه در هيچ يك از دورانها ديده نشده است كه انسانها در مقدمات و نتايج كارهاى مادى و معنوى خويش در صدد به دست آوردن آن يقين و معرفت كه انكشاف صد در صد واقع را نشان بدهد بر آمده باشند .
اين مطلب را جان ديوئى به اين ترتيب خلاصه مى كند :
« علامت مشخص كنندهء فعاليت عملى به طورى كه دور كردنش از فعاليت علمى ممكن نيست ، همان عدم يقين است كه پيرامون عمل را احاطه كرده و چارهاى جز اين نيست كه بگوييم : عمل كن و نتيجه اقدام مخاطره آميزت را هم تحمل نما .
با اين حال مردم همواره خيال مى كنند كه به كمك انديشه مى توانند از خطرهاى عدم يقين رهايى يابند . » [١] اين مطلب كاملًا صحيح است و اغلب مردم در جستجوى يقيناند ، چون در صورت عدم تحصيل يقين اگر آسيبى به آنها وارد شود خود را ملامت مى كنند كه چرا با به دست آوردن يقين كار را انجام ندادهاند ؟ و نيز در پديدهء يقين آرامش مخصوصى وجود دارد ، لذا يقين همواره مطلوبيت خود را حفظ مى كند ، اما عوامل متعددى وجود دارد كه از رسيدن مردم حتى متفكرين عالى مقام به يقين جلوگيرى مى كند ، از آن جمله است :
١ - شناسايى همه جانبهء انسانها به موضوعات يا قضايايى كه براى آنها مطرح است بسيار كم است و اين محدوديت شناسايىها از ارتباط شديد موضوعات و قضايا با يكديگر ناشى مى گردد ٢ - نوسانات روحى انسانها در مقابل موضوعات و قضايا جزر و مد فراوانى دارد
[١] بحث از يقين ، ص ٣٠ - جان ديوئى . .