تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤١ - مسئله يكم - آيا تحصيل يقين در بارهء شناسايىها و حركات زندگانى امكان پذير است ؟
است ) يقين پيدا كنيم ، ولى در حدود و شرايطى كه واقعيت قضيه را تضمين كند . بدين ترتيب ما مى توانيم در قلمرو تمام مسائل علمى حالت يقين پيدا كنيم ، مثلًا بگوييم : ( آب به طور يقين مادهء مايع است ) اما به اين شرط كه آب را يك موجود ابدى و گسيخته از ساير عوامل تغيير دهنده ( مانند حرارت كه آن را به شكل بخار در مى آورد ) در نظر نگيريم .
خلاصه ، ما در اين مسئله چيز تازهاى نداريم . بلكه همان مطلب را مى گوييم كه منطق بديهى علوم و شناسايىها به ما مى آموزد : كه در مجموعهاى كه داراى سيستم باز است همواره وضع موجود و شرايط و عوامل فعلى را كه در واحدهاى آن سيستم وجود دارد منظور كرده ، آن گاه يقين و گمان و ترديد را در نظر آوريم ٢ - از بررسى فوق اين نتيجهء قطعى را خواهيم داشت كه اگر موضوع يا قضيهاى به طور كلى مطرح شود ، بايستى اين نكته را توجه كنيم كه اگر آن موضوع يا قضيه در سيستم باز يك مجموعه قرار گرفته است ، تحصيل يقين به طور حقيقى امكان پذير نخواهد بود . ابن سينا در تعليقات با بهترين بيان توانسته است علت عدم حصول يقين را در بارهء حقايق اشياء توضيح بدهد : او مى گويد :
« آگاهى به حقايق اشياء در قدرت بشرى نيست و ما از اشياء جز خواص و لوازم و نمودهاى آنها چيزى نمى دانيم » .
ما فصول مقوم ( تمايز دهندهء ذاتى ) اشياء را كه راهنماى حقيقت آنها باشد نمى شناسيم ، بلكه همين مقدار مى دانيم كه براى هر يك از اين اشياء خواص و نمودهايى است .
ما حقيقت موجود اول ، عقل ، نفس ، فلك ، آتش ، هوا ، آب ، زمين را نمى شناسيم و همچنين حقايق نمودها را هم نمى دانيم .
مثلًا ما حقيقت جوهر را درك نمى كنيم ، بلكه اشيايى را به اين خاصيت مى شناسيم كه ( جوهر حقيقتى است بىنياز از موضوع ) و اين مقدار از شناسايى حقيقت جوهر را در اختيار ما نمى گذارد . ما حقيقت جسم را نمى شناسيم ، بلكه چيزى را مى شناسيم كه داراى اين خواص است ( طول و عرض و عمق ) .