تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٣ - هر نوع زندگانى براى خود انتخاب كنى بدون ناراحتى نخواهد بود
جانداران به طورى تعبيه شده است كه هنگامى كه يك درد پيش مى آيد او تنها يك كار دارد و آن مبارزه با درد و بيرون كردن آن از موجوديت خويش مى باشد ، لذا هيچ گونه فكرى نمى كند كه چرا من اين درد را متحمل شوم ؟ و هيچ مقايسهاى ميان لذايذ و آلام زندگانى به عمل نمى آورد تا ببيند كدام يك بر ديگرى ترجيح دارد ، اما در بارهء انسانها از نظر ديناميسم زندگانى همان جريان ناخود آگاه در مبارزه با خود تلخى و درد وجود دارد ، به اضافهء آرزوها و تخيلات و ايده ها و تجسيمات كه مى تواند براى انسان جهانى غير از جهان واقعى كه در آن قرار گرفته است بسازد و تمام آن تلخىها را براى او قابل هضم بسازد . به اضافهء اين كه براى انسان يك ايدهء با عظمت ابديت مطرح است كه مى گويد : من در اين زندگانى اگر چه با ناملايمات روبه رو هستم ، ولى اين ناملايمات به همان مقدار مرا ناراحت مى كند كه چند بوتهء خار كه در روى پلى روئيده و مزاحم عبور كننده از روى پل مى باشد و من كه بايستى از اين پل عبور كنم ، بگذار اين ناراحتى را هم هضم كنم .
اى صبا امشبم مدد فرما كه سحرگه شكفتنم هوس است
اين دو گروه از ناملايمات كاملًا طبيعى بوده و براى نديده گرفتن آنها مغالطه هاى زيادى لازم است .
در مقابل اين دو گروه ناملايمات متعددى داريم كه از عوامل گوناگونى سر چشمه مى گيرند ، جامع مشترك اين ناملايمات را ناراحتىهاى مصنوعى مى ناميم و بعضى از اقسام آنها را بيان مى كنيم :
يك - ناملايمات مصنوعى فردى ، به نظر مى رسد كه اين قسم از ناراحتىها در جانداران وجود ندارد چنان كه لذايذ مصنوعى در آنها ديده نمى شود ، بلكه لذايذ و آلام آنها مطابق مختصات طبيعى آنها است .
اين انسان است كه مى تواند براى خود تجسيمات و آرزوها و اميدهايى بيافريند و در نتيجه از لذايذ مصنوعى بهره مند شود ، بنا بر اين در موقع جريان منفى روان از قبيل يأس و احساس بىهودگى ، يا خود را بالاتر از آن چه هست خيال كردن يا انتظار