تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٠ - هنگامى كه ريشهء تباهى را ندانيد با حق و مخلوقات او همواره در ستيزه خواهيد بود
((٧٨٤)) از وى اين دنياى خوش بر توست تنگ از پى او با حق و با خلق جنگ
هنگامى كه ريشهء تباهى را ندانيد با حق و مخلوقات او همواره در ستيزه خواهيد بود اين بيت نتيجهء چشم پوشى از علت و پرداختن به بر طرف كردن شرط فساد را توضيح مى دهد و حقيقتاً چه استنتاج عالمانهاى است . هنگامى كه ما براى نابود ساختن فساد نامطلوب با شرايط و عوامل مقتضى به جنگ برخيزيم به گمان اين كه راه از بين بردن فساد همين است ، خواهيم ديد كه تمام اصول و معارف ثابت شدهء ما طوفانى گشته حتى قضاياى روشن را هم از دست ما مى گيرد ، زيرا چنان كه در توضيح اصل گفتيم : وقتى كه ما يقين پيدا كنيم كه با از بين رفتن شرط فساد خود فساد ريشه كن خواهد شد ، ولى از آن طرف علت فساد وجود داشته باشد ، مسلم است كه شرايط ديگرى خود را آمادهء فعليت ساخته نقشهء ما را بهم خواهد زد و چون ما گمان مى كرديم كه در راه از بين بردن فساد عالىترين انديشه و دقت را انجام داده و مطابق اصول صحيح رفتار كردهايم ، در اين موقع يك ترديد و اضطراب سراسر ما را فرا خواهد گرفت كه تمام اصول را براى ما قابل تشكيك خواهد ساخت . وقتى كه اصول شناخته شده مشكوك و مورد بد بينى قرار گرفت ، مسئله در اينجا پايان نمى پذيرد و اين تشكيك و بد بينى به اصول عالىتر نيز سرايت خواهد كرد ناگهان خواهيم ديد كه با آيندهء قوانين و اصول و نظم نيز به جنگ و ستيزه برخاستهايم .