تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٩ - شادى از روى ايمان غير از شادى از روى خيالات است
((٥٩٩)) آن فرح آيد ز ايمان در ضمير ضعف ايمان نااميدى و زحير
شادى از روى ايمان غير از شادى از روى خيالات است ايمان و خيالات در يك چيز شركت دارند و آن اين است كه ممكن است هر دو به موضوعاتى متعلق شوند كه در حال حاضر محسوس و قابل تطبيق به واقعيات نيستند . مثلا ايمان باعث مى شود كه انسان به زحمات و شكنجه تن در دهد ، براى اين كه ايده آل او حكم كرده است كه براى رسيدن به هدف بايستى زحمات و از خود گذشتنهايى را تحمل نمايد ، آن هدف مثلًا رفاه اجتماعى انسانها است ، ولى رفاه اجتماعى انسانها پديدهاى است كه شايد به گذشت ساليان طولانى و تحمل هزاران برابر زحمت فعلى نيازمند بوده باشد و اين ايمان است كه تحمل ناگوارىهاى فعلى را براى انسان گوارا مى سازد .
خيالات هم به همين شكل نمودهايى را كه از واقعيت به هيچ وجه برخوردار نيستند براى انسان تجسيم كرده و انسان را به تحمل زحمت و مشقت وادار مى سازد ، اما تفاوت ميان اين دو خيلى زياد و روشن است ، زيرا - مرد با ايمان در عين حال كه مى داند نتيجهء كار و كوشش و فعاليتهاى عضوى و مغزى او نتيجهء فعلى و محسوس و معمولى را در بر ندارد ، با اين حال چون ايمان به ايده آل و هدف جزء ذات او گشته است ، در حقيقت او با كوشش در راه بر آوردن آرمانهاى مورد ايمان خويش به نتايج فورى مى رسد ، زيرا مى داند كه همهء اين فعاليتها بدون فاصله در شخصيت و اعماق روح او نقش مى بندد كه واقعيتها را براى او امكان پذير مى سازد . خلاصه واقعياتها براى انسان با ايمان دو قيافهء فيزيكى و روانى دارد ، اگر از نظر فيزيكى قابل لمس نباشد از نظر روانى وجود آن محقق شده است .
اما در فعاليتهاى خيالى ، اگر خود خيال كننده كوچكترين توجه داشته باشد ، يقين