تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٢ - مسئله يكم - آيا تحصيل يقين در بارهء شناسايىها و حركات زندگانى امكان پذير است ؟
ما حقيقت حيوان را درك نمى كنيم ، بلكه ما چيزى را درك مى كنيم كه داراى خاصيت ادراك و عمل است ، زيرا - موجود ادراك كنندهء فعال حقيقت حيوان نيست ، بلكه خاصيت و لازمهء آن است .
ما فصل حقيقى را درك نمى كنيم ، به همين جهت است كه در شناسايى ماهيت اشياء اختلاف نظر پيدا مى شود ، زيرا - هر يك از صاحب نظران چيزى را غير از آن كه ديگرى درك مى كند ، مى فهمد .
ما چيز مخصوصى را كه براى چيزى ثابت مى كنيم ، مى فهميم كه اين خصوصيت براى آن شىء به جهت يك يا چند خاصيت است ، سپس براى همان شىء خواص ديگرى را به وسيلهء همان خواص اولى درك مى كنيم و بدينسان به موجوديت آن شىء مفروض راه مى يابيم ، مانند شناسايى ما در بارهء نفس ، مكان . . . و امثال آنها ، ما موجوديت آنها را اثبات مى كنيم اما نه با شناسايى ذات آنها ، بلكه با درك روابط و نسبتهايى كه با ساير اشياء شناخته شدهء ما دارند ، يا به وسيلهء شناخت عوارض و لوازم آنها . . . » [١] درست است كه استدلال فوق ابن سينا در مورد امكان ناپذير بودن شناسايى همه جانبهء يك موضوع يا يك قضيه صحيح و عالى است ، ولى ابن سينا به اين مسئله توجه ندارد كه دليل ناتوانى ما از به دست آوردن حقايق اشياء چيست ؟ آيا به جهت باز بودن سيستم مجموعهء هستى است يا چيز ديگرى ؟ اين گونه دلايل ما را از ادعاى يقين در موضوعات و قضايا جلوگيرى مى كند .
جان ديوئى فيلسوف معروف مى گويد :
« ما در فصل اول اين كتاب مخصوصاً در بارهء آن عوامل تاريخى بحث خواهيم كرد كه معرفت را در ما فوق صنعت ( سازندگى ) و عمل قرار داده است . » [٢]
[١] تعليقات ابن سينا ، نقل از اسفار جزء اول از سفر اول - ص ٣٩١ و ٣٩٢ صدر المتألهين . .
[٢] بحث از يقين ، ص ٣٠ - جان ديوئى . .