آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤٨ - درس صد و بيست و دوم آيات متشابه سوره انفال
خدا بين انسان و قلب او) است كه بهانه كسانى را كه در شناخت خدا كوتاهى مىكنند، به گونهاى قاطع از ميان مىبرد و ريشه غرور و نفاق را از بيخ و بن بر مىكند و راه مسلمانانى را كه در راه ايمان راستين گام مىزنند، روشن مىكند تا حقيقت «الامر بين الامرين» را درك كنند. براى آدميان نه استقلال با لذات وجود دارد و نه اجبار و بدين جهت بين بيم و اميد (خوف و رجاء) قرار دارند. نه غرور و نه نااميدى.
بدين بيان مىتوان ميان گفتههاى مفسران در تفسير اين آيه جمع كرد، كه به ظاهر مخالف يكديگرند و در حقيقت موافق يكديگر، اگر به ويژه در فهم موضوع «حيلوله» به دقت بنگريم.[١] ٧- روايات رسيده از پيشوايان مفسران پيشين در تفسير و تأويل درست اين آيه، گوناگون و بسيار است كه نمونههايى از آن همه را بازگو مىكنيم:
الف- «ابو جعفر طبرى» با استناد به ابن عباس روايت كرده است:
يحول بين الكافرين و الايمان و بين المؤمن و الكفر.- خداوند بين كافر و ايمان و ميان مؤمن و كفر حائل و فاصله مىشود».
و نيز از «ضحاك» روايت كرده است:
«يحول بين الكافر و طاعة اللّه و بين المؤمن و معصية اللّه»
. بين كافر و فرمانبردارى خدا و ميان مؤمن و نافرمانى خدا حائل مىشود.» اين گونه روايات تأييدكننده مذهب جبر است، به گونهاى كه پيشتر از فخر رازى بازگو كرديم. چون در دين، اكراهى نيست، به صراحت قرآن و ضرورت عقل، اين گونه از روايات نمىتواند پذيرفتنى باشد.
به ويژه كه به نصّ معصوم، مستند نيست.
ب- همچنين او، با استناد به «مجاهد» روايت مىكند: يحول بين المرء و قلبه حتى يتركه لا يعقل.- بين انسان و قلب او حائل و فاصله مىشود تا اينكه او را بدون آنكه انديشه و خرد خود را به كار گيرد، رها سازد.» اين نمونه نزديك به مفهومى است كه ما برگزيدهايم و به دنبال
[١] علامه طباطبائى، تفسير الميزان، ح ٩، ص ٤٤- ٤٨.