آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤١ - درس صد و بيست و دوم آيات متشابه سوره انفال
ادراكاتى كه زندگانى، حقيقى با كرامت در آن نهفته است. و اشاراتى كه در آيات ديگر است، تأييدگر اين گفتگو است:
إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ.[١]- بىشك تو مردگان را نشنوانى و بخواندن، كران را نشنوانى، به وقتى كه پشت كنند و روى بگردانند».
فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ.[٢]- بىگمان تو مردگان را نشنوانى و به كران آوايى را نشنوانى، آنگاه كه به حقّ پشت كنند و از آن روى بگردانند.» إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ.[٣]- بىشك تو را، آنان اجابت مىكنند كه مىشنوند (و گوشى شنوا دارند) و خدا مردگان را (آنان كه گوش شنوا ندارند و بهمنزله مردگانند) برانگيزد، سپس به سوى او بازگردانيده شوند».
آيه اخير از جنبه نظم تا اندازهاى با آيه مورد گفتگو سازگار است.
دوّم- قلب، اندامى شريف در پيكره آدمى است و بدين دليل، از اين اندام، به حقيقت انسان بزرگوار، تعبير شده است. و گاه از اين اندام به عامل زندگى پويا و فعّال و گاهى به سرچشمه (ادراكات عالى آگاه به مسئوليت تعبير گرديده است.
بنابراين با فطرت و آفرينش او مغاير است كه قلبش در پرده و پوشش قرار گيرد، يا قلبى بيمار باشد و از جايگاه اصيل خود منحرف گردد، يا مهرى بر آن نهاده شود كه مانع دستيابى او به هدفهاى خود باشد. بدين دلايل است كه قرآن، قلب را نخستين جايگاه پذيرش هدايت و تكليف قرار داده و كسى را كه هدايت و تكليف را نپذيرد، همانند كسى مىداند كه دل ندارد. اين سخن، گفته خداى متعال است:
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ.[٤]- در هلاك پيشينيان پند و يادآورى است، آن را كه قلب هوشيارى باشد يا گوش دل به كلام حقّ فرا دهد و به حقايقش توجه كامل كند».
[١] نمل، ٨٠.
[٢] روم، ٥٢.
[٣] انعام، ٣٦.
[٤] ق، ٣٧.