آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣٠ - آياتى پيرامون نكته نخست
به روايت «ثقة الاسلام كلينى»، «صفوان بن يحيى» مىگويد: «پيرامون اراده از سوى خدا و از سوى انسانها از «ابو الحسن» (امام رضا) پرسيدم. وى گفت:
«اراده از سوى انسانها، امرى درونى است و عملى كه به دنبال آن به ظهور مىآيد.
ولى اراده خداوند، آفرينش آن است و نه جز آن، زيرا خداوند به تفكر و تعمق و انديشيدن نيازى ندارد كه اينها از او منتفى است و از صفات آفريدگان به شمار مىآيد.
اراده خدا فعل[١] است و نه جز اين و هنگامى كه به چيزى مىگويد: موجود باش، پس موجود مىشود، بدون آنكه به لفظ و سخن با زبان يا تفكر و انديشه نسبت به آن- كه خالى از كيفيت و چگونگى است- نيازى داشته باشد همان گونه كه خود داراى كيفيت و چگونگى نيست».
هم او به موجب اسنادى صحيح، از «امام جعفر بن محمد الصادق» روايت كرده است كه «عاصم بن حميد» به حضرتش گفت: آيا خداوند همواره اراده مىكند؟
و او در پاسخ گفت: اراده كنندهاى نيست مگر آنكه چيز اراده شدهاى با او باشد. لازمه ارادهكننده، بودن چيز مورد اراده با اوست. او همواره عالم و قادر بوده و سپس اراده كرده است. امام (ع) در سخن خود، بين علم و قدرت با اراده تفاوت قائل شده و اين ردّى بر برخى از متفلسفين است كه اراده را به معنى علم و قدرت دانستهاند.[٢] حديث «بكير بن اعين» نيز بر همين معنى دلالت دارد كه مىگويد: «از «امام صادق (ع) پرسيدم: علم و مشيت (خواست) خدا دو چيزند يا يك چيز؟ فرمود: علم، غير از مشيت است. مگر توجه نكردهاى كه مىگويى: اگر خدا خواست، چنين مىكنم:
«سافعل كذا إن شاء اللّه.»
ولى نمىگويى: اگر خدا دانست، چنين مىكنم:
«سأفعل كذا إن علم اللّه»
و اينكه مىگويى: اگر خدا خواست (إن شاء اللّه) خود دليلى بر آن است كه امكان دارد، خدا نخواهد و اگر خدا خواست، خواسته خود را انجام مىدهى و علم خدا بر
[١] در روايت« صدوق» در كتاب« التوحيد»
« فارادة اللّه هى الفعل»
« اراده خداوند همان فعل اوست» ذكر شده است. ر. ك: بحار الانوار، ج ٤، ص ١٣٧.
[٢] اين نظريه از« حسن بصرى» است كه مورد قبول و نقل« فاضل مقداد» است و در پانويسى شماره ٨ نقل شد.