آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٥ - حشويه
سياه و مجعّد و پيچ در پيچ است».
«شهرستانى» مىافزايد: «اينان، آنچه را در قرآن آمده است، مانند «استواء» (استقرار) و «وجه» (چهره) و «يدين» (دو دست) و «جنب» (پهلو) و «مجىء» (آمدن) و «اتيان» (آوردن) و «فوقيت» (بالايى) و جز اينها را به همان معنى ظاهرى آنها معنا مىكنند. همچنين از كلماتى از اين گونه مانند چهره و جز آن كه در اخبار آمده است، معنى ظاهرى آن را اراده مىكنند، همانند گفتههاى پيامبر (ص) كه
«خلق آدم على صورة الرّحمن»
و
«حتى يضع الجبار قدمه فى النار»
و
«قلب المؤمن بين اصبعين من أصابع الرحمن»
و
«خمّر طينة آدم بيده أربعين صباحا»
و
«وضع يده او كفه على كتفى»
و
«حتى وجدت برد أنامله على كتفى»
و از اين كلمات، همان مفهومى را اراده مىكنند كه نسبت به صفات اجسام، متعارف است».
هم او مىگويد: «مطالب دروغين را كه جعل كرده و به پيامبر (ص) نسبت دادهاند و بيشتر آنها را از يهوديان اقتباس كردهاند، به اخبار و روايات افزودهاند و در تشبيه تا آنجا پيش رفتهاند كه مىگويند: خداوند به درد چشم دچار شد و فرشتگان از او عيادت كردند و نيز گفتهاند: او تا سرحد چشم درد بر طوفان نوح بگريست و يا اينكه عرش از زير او به صدا در آمد همانند صداى شيىء آهنين و از هر سو چهار انگشت زياد شد.[١] از مشهورترين كتابهاى آنان كه دربرگيرنده همه اين مطالب است، كتاب «التوحيد و الصفات» «محمد بن اسحاق» (ابن خزيمه) متوفى به سال ٣١١ ه. ق.
مىباشد،[٢] كه مورد اعتماد همه سلفيون است و مطالب آن، پايه و بنيان اعتقادات آنان در شناخت خدا و صفات جلال و جمال اوست و هم اكنون وهابيون پيروان همان پيشينيانى هستند كه اين چنين حقايق را دگرگون كردهاند.
كتاب ديگر آنان با نام «الردّ على الجهمية» از «ابو سعيد عثمان بن سعيد
[١] ملل و نحل، شهرستانى، ج ١، ص ١٠٥- ١٠٦، چاپ قاهره ١٣٨٧ ه ق.- ١٩٦٨ م.
[٢] به كوشش محمد خليل هراس، مدرس دانشكده اصول دين، در دانشگاه الازهر مصر( ١٣٨٧ ه. ق.
- ١٩٦٨ م).