آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٥٧ - درس صد و سى و چهارم فرضيه احباط در چند مرحله
نيك چنين فرد گنهكارى، از بين نمىرود تا هنگامى كه بر مولاى خود طغيان نكرده و روابط بندگى را- كه موجب ارتباط او با مولاى خويش است- قطع ننموده باشد.
بديهى است اگر ما بر اين باور باشيم كه مؤمن با انجام گناه، ايمان خود را از دست مىدهد (آن گونه كه معتزله معتقدند و بر آنند كه فرد گناهكار در منزلتى بين دو منزلت است) اين تصور نادرست، نيز قابل قبول خواهد بود. ولى ما بر اين اعتقاد نيستيم و بر آنيم كه فرد فاسق بر ايمان خود باقى است. تا هنگامى كه منكر نبوت نباشد، به همين دليل، وى همان گونه كه بر دليل گناه خويش سزاوار سرزنش و عقاب است، بر بقاى ايمان و ديگر كردارهاى شايستهاش، سزاوار ستايش و ثواب است و بدان گونه كه گفته شد بين اين دو (عقاب شدن به دليل گناه و ثواب رسيدن به دليل كار نيكو) منافاتى نيست. بنابراين، چنين كسى اگر مشمول آمرزش الهى نباشد، به دليل گناه خود عقاب مىگردد و پس از قطع عقاب، به پاداش ثواب كردارهاى نيك خود دست مىيابد.
دوم- لازمه مشروط بودن قبول حسنات، به كار ناشايست نكردن، عصمت افراد در سراسر زندگانى است، در حالى كه از عدالت و حكمت به دور است كه خداوند كريم، براى بندگان خود چنين شرطى را قائل باشد و از بندگانى- كه از جنبه ضعف و ناتوانى در برابر شهوات نفسانى و ديگر انگيزههاى فريبنده، در مراتب گوناگون آفريده شدهاند- بخواهد كه در سراسر زندگانى خود، هيچ گناهى انجام ندهند، تا به ثواب كارهاى شايسته خود دست يابند! آيا اين ممكن است و كسى هست كه بتواند اين شرط را به جاى آورد.
سوم- اين مطلب، با نصوص عام كتاب و سنت و مطلق بودن اين نصوص، بدون قيد و تخصيص ناسازگار است. سخن خداى متعال فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ.[١] (هركس كار نيكى به اندازه مثقال ذرهاى انجام دهد.) عموميت دارد و اعمال حسنه فرد انجامدهنده گناه بعدى را نيز شامل مىشود. در همين باره آيه چهل
[١] زلزله، ٧.